یادش به خیر

سالیان پیش بلاگفا نویسی

میلاد آقا حجت بن الحسن المهدی رو به همه شما تبریک عرض می کنم.

 

 

میلاد نور مبارک

 

ای که بر خاک حریم تو ملائک زده بوس

زوجود تو شده قلب جهان خطه توس

هر که آید به گدایی به در خانه تو

نیست ممکن که زدرگاه تو گردد مایوس

میلاد فخر ایران زمین آقا امام رضا(ع) بر تمام عاشقان حضرتش مبارک باد .

التماس دعا

منتخبان شورای اسلامی شهر قم

اسماعیل زارعی کوشا در جمع خبرنگاران با اعلام این خبر گفت: مجموعه هیات های نظارت و اجرایی انتخابات در یک فضای کاملا قانونمند و با همدلی کارها را انجام دادند و کوچکترین مشکلی در این انتخابات به وجود نیامد.

به گزارش موج حضور به نقل از فردونیوز، فرماندار قم با اشاره به حضور گسترده مردم قم در انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا و ریاست جمهوری، افزود: خلق این حماسه سیاسی را به مردم تبریک می گویم چراکه مردم قم نقش موثری در آفریدن حماسه سیاسی داشتند.

زارعی کوشا یادآور شد: اولین استانی که در کشور توانست صورت جلسات را در سامانه ثبت کند، استان قم بود. همچنین در مانورهایی که داشتیم، با فاصله چند دهم درصد دوم شدیم که جای تقدیر و تشکر از دست اندرکاران برگزاری انتخابات دارد.

فرماندار قم، در ادامه فهرست منتخبان شورای شهر قم را به شرح زیر اعلام کرد:

نفر اول: سید محمد آتش زر، 61848 رای
نفر دوم: حسن بختیاری، 39638 رای
نفر سوم: محسن عابدینی پور، 39339 رای
نفر چهارم: سعید روحانی، 38855 رای
نفر پنجم: حسین فاکر خراسانی، 38836 رای
نفر ششم: سید مهدی مقیمی، 36768 رای
نفر هفتم: زین العابدین قراچورلی زاغه، 36366 رای
نفر هشتم: الهام ارجمند، 34079 رای
نفر نهم: وحید شایسته نیکف 31263 رای
نفر دهم: مصطفی ملایی، 31189 رای
نفر یازدهم: عباس ذاکریان، 30749 رای
نفر دوازدهم: طوبی حجازی طاقانکی، 30385
نفر سیزدهم: نعمت الله عواطف رستمی، 30104 رای
نفر چهاردهم: محمود مسگری، 29601 رای
نفر پانزدهم: امیرعلی احمدی، 29128 رای
نفر شانزدهم: عباس محمدی، 29012 رای
نفر هفدهم: مصطفی سعادت طلب، 28459 رای
نفر هجدهم: ولی الله بیاتی، 27395 رای
نفر نوزدهم: محمدرضا ملکی کهکی، 27262 رای
نفر بیستم: ناصر رعیت پور قمی، 25607 رای
نفر بیست و یکم: عباس کمالزاده، 24623 رای

همچنین فهرست اعضای علی البدل شورای شهر قم به شرح زیر است:

یکم: زهرا نادری، 24209 رای
دوم: مهدی آراسته نسب، 23773 رای
سوم: احمد شوکت، 23329 رای
چهارم: حسین اسلامی، 20389 رای
پنجم: داوود نعمتی، 19807 رای
ششم: حسن عابدی، 17712 رای
هفتم: حسن طلایی، 17339 رای
هشتم: نعمت دیانی، 16882 رای

 

چهارمین سالگرد ارتحال آیت‌الله بهجت برگزار می‌شود

مراسم چهارمین سالگرد ارتحال آیت‌الله بهجت پنج‌شنبه 26 اردیبهشت ماه بعد از نماز مغرب و عشاء در مسجد اعظم قم برگزار خواهد شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)منطقه قم، براساس اعلام دفتر مرحوم آیت‌الله حاج شیخ محمدتقی بهجت(ره)، سخنران مراسم سالگرد ارتحال این مرجع تقلید شیعیان، حجت‌الاسلام والمسلمین فاطمی‌نیا و مداح این مراسم نیز حاج مرتضی طاهری است همچنین همزمان با این مراسم، از ساعت 17 تا 19 روز پنج‌شنبه مراسمی در شهرستان فومن، زادگاه این مرجع برگزار خواهد شد.

آیت‌الله حاج شیخ محمد تقی بهجت(ره) در اواخر سال 34 در شهر فومن به دنیا آمد، تحصیلات ابتدایی حوزه را در مکتب خانه فومن به پایان رساند و پس از تحصیلات ادبیات عرب در سال 48 هنگامی که تقریبا 14سال از عمر شریفش می‌گذشت، برای تکمیل دروس حوزوی عازم عراق شد و حدود چهار سال در کربلای معلی اقامت کرد و علاوه بر تحصیل علوم رسمی از محضر استادان بزرگ آن سامان، از جمله مرحوم حاج شیخ ابوالقاسم خویی بهره برد و در سال 52 برای ادامه تحصیل به نجف اشرف رهسپار شد و سطح عالی علوم و حوزه را در محضر آیات عظام از جمله حاج شیخ مرتضی طالقانی(ره) به پایان رساند و پس از درک محضر آیات عظام حاج ضیاء عراقی و میرزای نائینی(ره) در حوزه درسی آیت‌الله حاج شیخ محمد حسین غروی اصفهان وارد شد.

آیت‌الله بهجت در قم از محضر آیات عظام کوه‌ کمره‏‌ای و بروجردی بهره برد و پس از ورود به قم به تدریس خارج فقه و اصول پرداخت و به تربیت شاگردانی ارزشمند همت گماشت.

از جمله تالیفات این مرجع فقید می‌توان به نگارش یک دوره کامل اصول، حاشیه بر مکاسب شیخ انصاری(ره) و تکمیل آن تا آخر مباحث مربوط به مکاسب و متاجر، دوره کامل طهارت، دوره کامل کتاب صلاة، دوره کامل کتاب زکات، دوره کامل کتاب خمس و حج، حاشیه بر کتاب ذخیره العباد مرحوم شیخ محمدحسین غروی و حاشیه بر مناسک شیخ انصاری(ره) اشاره کرد.

آیت‌الله بهجت 27 اردیبهشت سال 88 به لقاء‌الله پیوست و پیکرش پس از تشییع در جوار مرقد کریمه اهل بیت(ع) به خاک سپرده شد.

http://isna.ir/fa/news/92022416097/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%AC%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1

مقام معلم

(لقد من الله علی المومنین اذ بعث فیهم رسولا من انفسهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین) (آل عمران/ آیه 461)

معلمی وظیفه ای بس ارزشمند در اسلام است. اولین معلم، خداوند متعال است که فرمود: الرحمن، علم القرآن... خداوند رحمان قرآن را آموخت... پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار و بزرگان دین نیز هر یک معلمانی برجسته و راهنمایانی بس شایسته بوده اند.

مقام معلم مقام والایی است، مقامی بالاتر از مقام معلم نیست و چنین است که وارثان انبیاء شمرده می‌شوند. چنان چه در احادیث و سخنان بزرگان آمده است و فرموده‌اند: «ان العلما ورثه الانبیاء»، یعنی دانشمندان وارثان پیامبرانند. مکتب تعلیم و تربیت اسلامی رسالت های مهمی را برای معلم و مربی ترسیم کرده است که عبات اند از: دعوت به سوی خدا و تربیت الهی، دعوت به سوی نور و تربیت نورانی، دعوت به سوی اصلاح جامعه و تربیت صالح، دعوت به پاک سازی و تربیت اخلاقی و دعوت به سوی علم و دانش و تربیت قرآنی.

در اسلام تحصیل دانش محض، فرزانگی صرف نیست، بلکه دانش باید مایه بینش گردد و بینش هم منتهی به پرستش خدا شود. علاوه بر آن تحصیل علم باید در انسان ایجاد تقوا کند، چرا که قدرت مادی و علم فراوان اگر با تقوا همراه شود مایه سعادت است وگرنه باعث شقاوت می شود. قرآن کریم به عنوان چراغ پر فروغ که کامل ترین برنامه و قوانین را برای سعادت بشر دارد در آیات نورانی اش مکتب تعلیم و تربیت اسلامی را به زیبائی هرچه تمام ترسیم نموده است و خداوند را به عنوان اولین معلم بشر معرفی نموده که به پیامبرش در آغاز بعثت فرمود: ( اقراء باسم ربک الذی خلق، خلق الانسان من علق، اقراء و ربک الاکرم الذی علم بالقلم علم الانسان مالم یعلم)(سوره علق) و این چنین مکتب تعلیم و تربیت اسلامی به عنوان مکتبی ممتاز، مستقل و با مبانی و اصول مشخص پدیدار گردید که در این مکتب علم و دانش، معلم و متعلم و مدرسه و مکتب خانه از جایگاه بسیار ارزشمند و رفیعی برخوردارند.

مقام علم ازدیدگاه قرآن:

علم از نظر قرآن یکی از چیزهایی است که خدا به وسیله ی اعطاء آن بر پیغمبران و انسان ها منت می نهد:

لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُؤمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولاً مِّنْ أَنفُسِهِمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَإِن کَانُواْ مِن قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُّبِینٍ (آل عمران/64)

خداوند در حق مؤمنان لطف کرد. آنگاه که پیغمبری از خودشان را به سوی شان روانه داشت. پیغمبری که آیات خدا را بر آنان می خواند و ایشان را پاکیزه می دارد و به ایشان کتاب آسمانی قرآن و اسرار شریعت می آموزد، هر چند که پیش تر در گمراهی آشکار بوده باشند...

معلم شمع سوزان و فروزان هدایت است که نورش بر اساس حدیث مشهور «العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء» از منبع اصلی نور یعنی خدا دریافت داشته و برای نورافشانی قلوب و بینا کردن آن‌ها به منظور هدایت در طرح مستقیم و رسیدن به قرب الهی که مقصد نهایی انسان است تلاش می‌کند، معلم راهبر دل‌ها به قله‌های کمال و سعادت است، معلم به مثابه باغبانی دل سوز است که بذر ایمان می‌افشاند و گل تقوا می‌پروراند.

جایگاه و شأن معلم و استاد تا بدان جاست که رسول الله(ص) در کلامی به حضرت علی(ع) فرموده‌اند:« یا علی اگر یک فرد به وسیله تو و (به مدد الهی) طریق هدایت را باز یابد و به حق رهنمون گردد پر ارزش تر و بهتر از آن است که مالک شتران سرخ موی فراوان باشی.»

معلمان مایه حرکت و برکت جامعه هستند و حضرت علی(ع) فرموده است: «العلما باقون ما بقی الدهر» دانشمندان تا پایان جهان زنده‌اند، شخص آن ها در میان نیست اما آثارشان در قلب‌ها موجود است.»

 جایگاه معلم در مکتب تعلیم و تربیت اسلامی:

 اسلام معلم را به عنوان پدر روحانی معرفی می کند یعنی یکی از پدران ثلاثه تو، معلمی است که به تو دانش می آموزد و بنابراین تمام حقوقی که درباره پدر و مادر رعایت می شود باید در حق معلم به صورت کامل تری رعایت گردد. نام معلم چنان با عظمت است که در جای جای متون اسلامی از او تجلیل به عمل آمده تا به آن حد که خداوند علیم خود را معلم خوانده و رسول الله (ص) فرموده اند: (انما بعثت معلما). امام خمینی (ره) فرموده اند: ( معلم اول، خدای تبارک و تعالی است که اخراج می کند مردم را از ظلمات به نور و به وسیله انبیاء و آیات وحیانی مردم را دعوت می کند به نورانیت، دعوت می کند به کمال، دعوت می کند به عشق، دعوت می کند به محبت، دعوت می کند به مراتب کمالی که از برای انسان است. به دنبال او انبیاء هستند که همان مکتب الهی را نشر می دهند و آنها هم شغلشان تعلیم است، معلمند، معلم بشرند، آن ها هم شغلشان این است که مردم را تربیت کنند و انسان را تربیت کنند که از مقام حیوانیت بالا برود و به مقام انسانیت برسد.

معلم شمع سوزان و فروزان هدایت است که نورش بر اساس حدیث مشهور (العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء) از منبع اصلی نور یعنی خدا دریافت داشته و برای نورافشانی قلوب و بینا نمودن آنها به منظور هدایت در طرح مستقیم و رسیدن به قرب الهی که مقصد نهائی انسان است تلاش می کند، معلم راهبر دل ها به قله های کمال و سعادت است. معلم به مثابه باغبانی دل سوز است که بذر ایمان می افشاند و گل تقوا می پروراند.

رسول الله (ص) فرموده اند: (یشفع یوم القیامه الانبیاء ثم العلما، ثم الشهداء) روز قیامت نخست انبیاء شفاعت می کنند، سپس علما و بعد از آن ها شهیدان، و چنین است که از خدا می ترسند و به مقام عالی خشیت می رسند، یعنی تنها دانشمندان هستند که از خدا می ترسند و خشیت یعنی ترس از مسئولیت توأم با درک عظمت مقام پروردگار و این حالت خشیت مولود سیر در آیات آفاقی و انفسی و آگاهی از علم و قدرت پرودگار و هدف آفرینش است.

در نظام تعلیم و تربیت اسلام معلم مسؤل تمام مقدراتی است که برای یک کشور یا جامعه پیش می آید و مسول تمام انسان هایی است که زیر دست او باید تربیت بشوند. معلم اگر خودسازی کند و تهذیب نفس نماید و حاکم برخود باشد افراد یک جامعه صالح و صالحه خواهند بود و اگر خدای ناخواسته معلم تربیت دینی نداشته باشد سبب انحراف نسل ها و عصرها می گردد و جامعه ای را به خرابی می کشاند و همه سعادت ها و همه شقاوت ها از مدرسه هاست و کلیدش به دست معلم است و این موضوع حکایت گر جایگاه خطیر و بسیار مهم معلم و مربی است، امام باقر (ع) فرموده اند: (عالم ینتفع بعلمه افضل من سبعین الف عابد)

برآیند تربیت قرآنی این است که:

1- تربیت یافته گان با تقوا و خدا ترس باشند .

2- تربیت یافته گان خادم اسلام و قرآن و مردم باشند.

3- تربیت یافته گان برنامه دار و هدفمند به سوی سعادت جامعه حرکت کنند.

4- تربیت یافته گان موجبات رشد و ارتقاء مقام انسانی را برای مردم فراهم کنند.

5- تربیت یافته گان نه خود و نه دیگران را بنده طاغوت نکنند.

6- تربیت یافته گان نیازهای زمانه و علوم مربوط به آن را برای خدا فرا گیرند و بکار ببندند.

ویژگی های یک معلم خوب:

با بررسی آیات و روایات و کلمات بزرگان دین ویژگی هائی که می تواند ارزشمندی و خوبی یک معلم را نمایان سازد عبارتند از:

  • 1- اخلاص در نیت و عمل: ریشه اساسی اخلاص در نیت و عمل همان تزکیه و پالایش درون از همه ی آلودگی هاست.
  • 2- تقید به عمل صالح: امام صادق (ع) اثر تعلیم معلم بدون عمل صالح را به بارانی تشبیه می کند که روی صخره می ریزد و بر روی آن می لغزد و تأثیری ندارد.
  • 3- حسن خلق و فروتنی: امام صادق (ع) فرموده اند: (رأس العلم التواضع)
  • 4- علو همت و عفت نفس: رسول الله فرموده اند: ( الفقها امناء الرسل)
  • 5- عالم به مقتضیات زمان: بچه های ما در هر زمانی موافق آن زمان باید تربیت شوند.
  • 6- توجه به مسولیت معلمی و احساس مسئولیت (احساس بعثت) در همه حالات و زمان ها.
  • 7- ایجاد زمینه برای شکوفایی و رشد تفکر و تعقل و معنویت در متربیان.

فرق تربیت الهی یا مکتب الهی، با تربیت ها و مکتب های زمینی، که نتیجه ای این چنین دارد، در دو چیز عمده است:

1- تربیت الهی یا مکتب الهی، تمام جنبه های شخصیت آدمی را مورد توجه قرارمی دهد، در صورتی که تربیت های غیر الهی یا مکتب های زمینی، یک یا چند بعد از شخصیت انسان را در نظر می گیرند و تحت تأثیر شرایط زمانی و مکانی و اجتماعی و دیگر عوامل قرار دارند.

2- مکتب های غیرالهی حیات انسان را به فاصله ی میان انعقاد نطفه و مرگ، محدود می سازد. در صورتی که در مکتب الهی، حیات انسان جاودانه است، و دنیا و آخرت را در بر دارد...

نتیجه گیری این که:

1- ارزش و مقام معلم از چنان قداستی برخوردار است که در حقیقت با نگاهی الهی به معلم می توان دریافت که معلم می تواند زبان واسطه فیض الهی باشد و از این رو شغل انبیاء را دارد و معلم اگر در مسیر ارزش ها گام بردارد وکارش الهی باشد در حقیقت فرزندان معنوی پرورش می دهد و این با ارزش ترین خدمت معلم به جامعه است.

2- شان و منزلت و مقام معلمی همان گونه که در آیات و روایات و تاکید بزرگان دین و جامعه آمده است اقتضاء می کند که به معلم و مسئولیت خطیر او با بصیرت و اعتبار خاص و ویژه ای نگاه شود و لذا بزرگداشت معلم در روز و هفته خاصی به این مناسبت نمی تواند قدردانی واقعی و راستین از زحمات آنان و بها دادن به ارزش و مقام آنان باشد، بلکه باید در طول سال معلمان مورد تجلیل قرار گیرند.

3- در بررسی مشکلات معلمان، در نخستین گام کمبودهای مالی خودنمایی می کند، اما درک معلم در جامعه از یک طرف و اعطای عزت حرفه ای از طرف دیگر خصوصا برای معلمان حق التدریس که سالهای سال با کم ترین حقوق کار می کنند، کم تر از مشکلات مالی نیست. حفظ شئونات معلمی توسط خود معلمان و درک متقابل جامعه از مسئولیت معلمی و احترام و تکریم این جایگاه که به شدت مورد تاکید دین مبین اسلام و بزرگان نظام اسلامی و علمای اعلام است، نقش ارزنده ای در هدایت جامعه و اتصال نسل ها و انتقال ارزشها دارد.

4- تا زمانیکه در جامعه هم از طرف اولیاء دانش آموزان و دانشجویان و هم خود شاگردان و هم فضای عمومی جامعه و ارکان آموزش و پرورش و سایر دستگاهها، به معلم به دیده ی احترام و با نگاهی معنوی نگاه نکنند، خروجی نظام آموزشی ما تولید جوانان معنوی به آن گونه که انتظار داریم نخواهد بود و از طرف دیگر و مهم تر از آن ورود حساب شده و گزینش حقیقی در بکارگیری معلمان نیز در خصوص تولید نظام آموزشی بسیار موثر می باشد و تا نگاه خود معلمان به جایگاه و ارزش و مقام خودشان عوض نشود، انتظاری از نگاه جامعه هم نخواهد بود.

عباس کمال زاده

کارشناس ارشد معماری کامپیوتر

مدرس دانشگاه

عباس کمال زاده: گزارش انتخابات شوراهای اسلامی شهر قم

فرماندار قم خبر داد

 ثبت نام 400 نفر در انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا در قم

فرماندار قم گفت: قریب 440 نفر تا روز گذشته برای شرکت در ماراتن انتخاباتی شوراهای اسلامی شهر و روستا در قم ثبت نام کردند.

اسماعیل زارعی کوشا امروز در گفت وگو با خبرنگار فارس در قم با اشاره به شروع ثبت نام شرکت در انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا اظهار داشت: ثبت نام در این دوره به صورت حضوری در فرمانداری و بخشداری ها و دفاتر پیشخوان صورت می گیرد.
وی افزود: کسانی که از طریق دفاتر پیشخوان و آی سی تی اقدام به پیش ثبت نام می کنند تا ساعت 20 فردا باید کد رهگیری خود را به فرمانداری و بخشداری ها تحویل دهند تا ثبت نام آنها قطعی تلقی شود.
ثبت نام 130 نفر برای شرکت در انتخابات شورای شهر قم
فرماندار قم با بیان اینکه امروز مراجعه برای ثبت نام بیشتر از روزهای گذشته بود، گفت: معمولا ثبت نام بیشتر به روزهای آخر موکول می شود و امروز کاندیداهای عضویت در شوراهای اسلامی شهر و روستا حضور خوبی در فرمانداری داشتند و امید است تا ساعت آخر ثبت نام شاهد حضور افراد بیشتری باشیم.
وی از ثبت نام 440 نفر برای شرکت در این ماراتن انتخاباتی تا روز گذشته خبر داد و عنوان کرد: از این تعداد حدود 300 نفر خواستار عضویت در شوراهای اسلامی بخش ها بودند.
یکشنبه؛ آخرین مهلت ثبت نام انتخابات شوراها
زارعی کوشا تاکید کرد: واجدین شرایط قانونی تنها تا ساعت 20 فردا، یکشنبه می توانند با در دست داشتن مدارک برای ثبت نام به فرمانداری قم و بخشداری های تابعه مراجعه کنند و مدت زمان در نظر گرفته شده برای ثبت نام تمدید نمی شود.
مدارک لازم شامل اصل کارت ملی و شناسنامه عکس دار، چهار قطعه عکس جدید 4×3 و دو نسخه تصویر تمام صفحه های شناسنامه و کارت ملی، اصل و تصویر کارت پایان خدمت یا مدرکی دال بر مشخص بودن وضعیت خدمت وظیفه عمومی، اصل و تصویر مدرک تحصیلی معتبر و ارائه گواهی قبول استعفا برای اشخاصی که مشمول ماده 28 قانون انتخابات هستند است.

انتخابات شورای اسلامی شهر قم

با سلام

شرکت در انتخابات فریضه است.

به امید شرکت حداکثری مردم شهید پرور قم در ۲۴ خرداد ماه ۹۲

فاطمیه

تا   زخمهای  کهنه  دل  را   دوا  کنم

 با  ذکر  نام   پاک  تو   ذکر خدا  کنم

 يافاطمه به سجده بگويم به صد نفس  مولای من تويی و به حاجت صدا کنم
 تا  پا نهم  به خاک  مدينه  به  ياد  تو  خاکش ز  بهر  چشم  ترم  توتيا  کنم
 چون آن ضريح گمشده پيدا نمی کنم  اندر  کنار   قبر  نبی  عقده  وا  کنم
 من عهد بسته ام که بميرم  ز داغ تو  عهدی دگر کنم که به عهدم وفا کنم
 غمهای آسمان که هجوم آورد به دل  رفع غم  گران  به  حديث  کساء‌ کنم
 مهدی کجاست تا که به امر ولايتش  سرهای دشمنان  تو  از تن جدا کنم

شام غریبان کودکان امام حسین را تسلیت می گویم


ديگر يقين نمودم، ماهِ غمم دميده
بايد جدا شد از تو، اي غرقِ خون، سپيده
سخت است اين مصيبت، سنگيني‌اش به عالم
از ماتم تو افزون، حتي خدا نديده
گريان پيمبري كه در هر زمان و تاريخ
قدري ز ماتمت را از اين و آن شنيده
آيا به او نگفتي فرزند احمد هستي؟
دانست آن كسي كه خنجر به تو كشيده
هر كشته‌اي كه بيني، آبش دهند دمادم
رفتي و تشنه بودي، آبي لبت چشيده؟
پشت سرِ مسافر بايد كه آب ريزند
خون ريختن روا نيست، اي صيدِ سر برده
فطرس شكسته بالش اكنون ز داغ مقتل
مدهوش گشته از غم، روحش ز تن پريده

*******************************

*******************************
اي اهلِ عزا شام غريبانِ حسين است
زهرا به جنان واله و حيرانِ حسين است
در مقتلِ‌ خون بوسه به رگ‌هاي بريده
زد زينب و اكنون سرِ پيمانِ حسين است
آن پيرهنِ كهنه كه گلگون شده از خون
تنها كفنِ پيكرِ عريانِ حسين است
طفلان همه جا، پاي برهنه، لبِ تشنه
زينب سر هر ناقه پريشانِ حسين است
از داغِ عزيزانِ به خون خفته‌ي زهرا
هر شيعه‌ي سرگشته چو گريانِ حسين است
داني كه چرا اهلِ حرم دل نگرانند
اين ناله براي لبِ عطشان حسين است
هر ضربه كه بر قامتِ طفلي زده آتش
پژمردن گل‌هاي گلستانِ حسين است

******************************

******************************
شامِ غريبون اومده، زينب پريشون اومده
بينِ يتيمايِ حسين، سكينه گريون اومده
مي‌گه باباي مهربون، دردِ دلِ من و بدون
بابا بيا با هم بريم، ميون‌ِ قتلگه نمون
هر كي كه مونده بردنش، بندِ اسيري گردنش
اگه كسي جا بمونه، چوب مي‌زنند بر بدنش
به ني كه لاله مي برند، با اشك و ناله‌ مي‌برند
با كاروان اسرا، بچه سه ساله مي‌برند
يكي ميون‌اسراست، دلش پُر از درد و بلاست
اسمش علي بن حسين، بيمارِ دشتِ كربلاست
به زخمشون نمك زدند، فرياد يا كمك زدند
عمه اومد ياري كنه، عمشون و كتك زدند
هيچ غمي بدتر از غمِ شامِ غريبون نمي‌شه
هيچ دلي مثلِ زينبِ خسته و دلخون نمي‌شه

سالگرد رحلت حضرت آیت الله العظمی بهجت

رییس ستاد برگزاری سومین سالگرد آیت الله العظمی 'محمدتقی بهجت' ضمن اعلام برنامه‌های این ستاد در شهرستانها گفت: این مراسم پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت در مسجد اعظم قم برگزار خواهد شد.

اسماعیل افتخاری گفت: به مناسبت یادبود عبد صالح خدا، حضرت آیت الله العظمی بهجت (قدس سره) در برخی از شهرهای کشور مراسم سومین سالگرد برگزار می شود.

افتخاری در ادامه گفت: همچنین از یکشنبه بیست و چهارم تا سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت ماه مراسم مختلف در سالن مجتمع هلال احمر سمنان، دانشگاه تربیت مدرس تهران و دانشگاه صنعتی اصفهان برپا خواهد شد.وی از برگزاری مراسم سومین سالگرد ارتحال این مرجع تقلید در دانشگاه شیراز خبر داد که در سی و یکم اردیبهشت ماه در شهر شیراز خواهد بود.

افتخاری اضافه کرد: در سوم خرداد نیز مراسمی در دانشگاه پیام نور واقع در خیابان استاد نجات اللهی و مراسم یادبودی در چهارم خرداد در هوانیروز سپاه برگزار خواهد شد.

به گفته رییس ستاد برگزاری سومین سالگرد آیت الله بهجت به دلیل تقاضای بسیاری از نهادها و قشرهای مختلف مردم برای بزرگداشت این عارف وارسته، مراسم یادبود این مرجع تقلید شیعیان از بهمن سال گذشته در شهرهای ابوموسی، قزوین، نجف آباد اصفهان و برخی از شهرهای دیگر برگزار شد.

آیت الله العظمی بهجت بعد از ظهر یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت سال 88 بر اثر بیماری دار فانی را وداع گفته و به ملکوت اعلی پیوست و پیکر این عارف جلیل القدر طی مراسمی با شکوه در حرم حضرت معصومه (س) به خاک سپرده شد.

روحش شاد.

طریقه خواندن نماز جناب جعفر طيّار (عليه السلام )

و از جمله نمازهای مستحب، نماز جناب جعفر (عليه السلام ) است كه اكسير اعظم و كبريت احمر است ، و به سندهاى بسيار معتبره با فضيلت بسيار كه عمده آموزش گناهان عظيمه و امر ازدواج برای مجردان دختر و پسر است وارد شده، و افضل اوقات آن صدر نهار جمعه است و آن چهار ركعت است به دو تشهّد و سلام ، در ركعت اوّل بعد از سوره حمد اذا زلزلت مى خواند، و در ركعت دوم سوره والعاديات ، و در ركعت سوم اذا جاء نصر الله و در ركعت چهارم قل هو اللّه احد و در هر ركعت بعد از فراغ از قرائت پانزده مرتبه مى گويد: ((سبحان اللّه و الحمدللّه و لا اله الّا اللّه و اللّه اكبر))، و در ركوع همين تسبيحات را ده مرتبه مى گويد و چون سر از ركوع بر مى دارد ده مرتبه ، و در سجده اول ده مرتبه ، و بعد از سر برداشتن ده مرتبه ، و در سجده دوم ده مرتبه ، و بعد از سر برداشتن پيش از آنكه برخيزد ده مرتبه ، در هر چهار ركعت چنين مى كند كه مجموع سيصد مرتبه شود. شيخ كلينى از ابو سعيد مداينى روايت كرده كه حضرت صادق (عليه السلام ) به من فرمود: آيا تعليم نكنم ترا چيزى كه بگوئى آن را در نماز جعفر؟ گفتم بلى : تعليم فرما. فرمود: چون در سجده آخر چهار ركعت نماز رسيدى و از تسبيحات فارق شدى بگو:
سبحان من لبس العزّ و الوقار سبحان من تعطّف بالمجد و تكرّم به سبحان من لا ينبغى التّسبيح الّا له سبحان من احصى كلّشى ء علمه سبحان ذى المنّ و النّعم سبحان ذى القدرة و الكرم الّلهمّ انّى اسئلك بمعاقد العزّ من عرشك و منتهى الرّحمة من كتابك و اسمك الاءعظم و كلماتك التّامّة الّتى تمّت صدقا و عدلا صلّ على محمّد و اهل بيته و افعل بى كذا و كذابجاى اين كلمه حاجات خود را بخواهد

ضمنا دعای دیگری نقل شده است و به تایید حضرت آیت الله بهجت رسیده و دستور اکید به خواندن آن داده اند که در پست قبلی ذکر کردم.

التماس دعا

دعای بعد از نماز جعفر طیار به سفارش حضرت آیت الله بهجت(ره)

سُبْحانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزَّ و تردى به سبحان من تعطف بالمجد و تكرم به سبحان من لا ينبغي التسبيح إلا له جل جلاله سبحان من أحصى كل شي‏ء بعلمه و خلقه بقدرته سبحان ذي المن و النعم سبحان ذي القدرة و الكرم اللهم إني أسألك بمعاقد العز من عرشك و منتهى الرحمة من كتابك و باسمك الأعظم و كلماتك التامات التي تمت صدقا و عدلا أن تصلي على محمد و آل محمد الطيبين الطاهرين و أن تجمع لي خير الدنيا و الآخرة بعد عمر طويل اللهم أنت الحي القيوم العلي العظيم الخالق الرازق المحيي المميت البدي‏ء البديع لك الكرم و لك المجد و لك المن و لك الجود و لك الأمر وحدك لا شريك لك يا واحد يا أحد يا صمد يا من لم يلد و لم يولد و لم يكن له كفوا أحد يا أهل التقوى و يا أهل المغفرة يا أرحم الراحمين يا عفو يا غفور يا ودود يا شكور أنت أبر بي من أبي و أمي و أرحم بي من نفسي و من الناس أجمعين يا كريم يا جواد اللهم إني صليت هذه الصلاة ابتغاء مرضاتك و طلب نائلك و معروفك و رجاء رفدك و جائزتك و عظيم عفوك و قديم غفرانك اللهم فصل على محمد و آل محمد و ارفعها لي في عليين و تقبلها مني و اجعل نائلك و معروفك و رجاء ما أرجو منك فكاك رقبتي من النار و الفوز بالجنة و ما جمعت من أنواع النعيم و من حسن الحور العين و اجعل جائزتي منك العتق من النار و غفران ذنوبي و ذنوب والدي و ما ولدا و جميع إخواني و أخواتي المؤمنين و المؤمنات و المسلمين و المسلمات الأحياء منهم و الأموات و أن تستجيب دعائي و ترحم صرختي و ندائي و لا تردني خائبا خاسرا و اقلبني منجحا مفلحا مرحوما مستجابا دعائي مغفورا لي يا أرحم الراحمين يا عظيم يا عظيم يا عظيم قد عظم الذنب من عبدك فليحسن العفو منك يا حسن التجاوز يا واسع المغفرة يا باسط اليدين بالرحمة يا نفاحا بالخيرات يا معطي المسئولات يا فكاك الرقاب من النار صل على محمد و آل محمد و فك رقبتي من النار و أعطني سؤلي و استجب دعائي و ارحم صرختي و تضرعي و ندائي و اقض لي حوائجي كلها لدنياي و آخرتي و ديني ما ذكرت منها و ما لم أذكر و اجعل لي في ذلك الخيرة و لا تردني خائبا خاسرا و اقلبني مفلحا منجحا مستجابا لي دعائي مغفورا لي مرحوما يا أرحم الراحمين يا محمد يا أبا القاسم يا رسول الله يا علي يا أمير المؤمنين أنا عبدكما و مولاكما غير مستنكف و لا مستكبر بل خاضع ذليل عبد مقر متمسك بحبلكما معتصم من ذنوبي بولايتكما أتضرع إلى الله تعالى بكما و أتوسل إلى الله بكما و أقدمكما بين يدي حوائجي إلى الله جل و عز فاشفعا لي في فكاك رقبتي من النار و غفران ذنوبي و إجابة دعائي اللهم فصل على محمد و آله و تقبل دعائي و اغفر لي يا أرحم الراحمين 

التماس دعای فراوان

یک شبی مجنون نمازش را شکست

یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود

سجده ای زد بر لب درگاه او
پر زلیلا شد دل پر آه او

گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای

جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای

نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی

خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو ... من نیستم

گفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پیدا و پنهانت منم

سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی

عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم

کردمت آوارهء صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد

سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا برنیامد از لبت

روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی

مطمئن بودم به من سرمیزنی
در حریم خانه ام در میزنی

حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بیقرارت کرده بود

مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم.

استخاره صاحب جواهر

شيخ فقيه بزرگوار صاحب«جواهر»در كتاب«جواهر» فرموده:استخاره‏اى است،كه پيش بعضى از اهل زمان رايج است،و بسا به مولاى ما حضرت قائم عجل اللّه فرج نسبت‏ داده مى‏شود،و آن به اين صورت است،كه پس از قرائت و دعا،يك قبضه از تسبيح را بگيرد،و هشت‏هشت رد كند،اگر يك دانه باقى ماند،فى الجمله نيك است.اگر دو تا باقى ماند،داراى يك نهى است،و اگر سه عدد باقى ماند در انجام و ترك اختيار دارد،زيرا انجام و ترك كار مساوى است،و اگر چهار دانه باقى ماند داراى دو نهى است،و اگر پنج عدد باقى ماند بعضى گفته‏اند:زحمت و رنج دارد،و بعضى گفته‏اند:در آن كار ملامت است،و اگر شش دانه باقى ماند،در نهايت خوبى است،و بايد نسبت به انجام كار شتاب ورزيد،و اگر هفت عدد باقى ماند،در حكم مانند عدد پنج‏ است،و اگر هشت دانه باقى ماند،در آن چهار نهى است.

فواید خاموشی (سکوت)

اصولا یکی از نشانه های انسان عاقل آن است که بیجا سخن نمی گوید ، زیرا زبان بیان کننده میزان عقل آدمی است .

چنانکه امیر المومنین فرمودند :« سخن بگویید تا شناخته شوید چرا که انسان در زیر زبان خود پنهان است .»

 و نیز می فرماید : « زبان عاقل در پشت قلب او جای دارد و قلب احمق پشت زبان اوست »

مرحوم سید رضی می گوید : مقصود این است که انسان عاقل زبان خود را پیش از مشورت کردن و اندیشیدن به سخن نمی گشاید . ولی احمق قبل از اینکه فکر و اندیشه کند سخن می گوید .

حضرت علی می فرمایند : « سخن مادام که آن را نگفته ای در اختیار توست اما همین که از دهانت خارج شد تو در اختیار آن هستی بنابراین زبانت را همچون طلا و نقره نگه دار ، زیرا بسیار شد که یک کلمه نعمت بزرگی را از انسان سلب کرده و یا بلا و دردسری برایش فراهم ساخته است . »

 امام صادق درباره فواید خاموشی فرمود : « صمت و خاموشی طریقه اهل تحقیق و شعار کسانی است که با دیده بصیرت در حقایق ثابت و استوار جهان می تگرند ، کسانی که در حقایق زمانهای گذشته بررسی کرده و حقایقی را بیان می کنند که قلمها ننوشته و در کتابها نیامده است.

آنگاه می فرمایند :

۱- سکوت کلید هر گونه راحتی و آسایش دنیا و آخرت است .

۲- موجب رضا و خوشنودی خدااست.

۳- باعث سبک شدن حساب انسان در روز قیامت است .

۴- وسیله محفوظ ماندن از خطاها و لغزشها است .

۵- برای جاهل پرده و ساتر ، و برای عالم زینت است .

۶- وسیله ای است برای قطع شدن هوا و هوسهای نفسانی

۷- وسیله ریاضت نفس است .

۸- وسیله درک حلاوت و لذت عبادت و مناجات با پروردگار است .

۹- قساوت و سختی دل را از بین می برد.

۱۰- وسیله ای است برای کسب حیا و پرهیزکاری

۱۱- سبب زیاد سدن تدبر و تعقل و مروت و مردانگی است .

۱۲- موجب فهم و کیاست و عقل انسان می شود .

آنگاه فرمودند : وسیله هلاکت و نجات مردم سخن گفتن و سکوت است . پس خوشا به حال کسی که توفیق شناخت سخن خوب و بد را پیدا کند و به فواید و آثار کم گویی آگاه گردد . ..... »

دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد

دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد

به زیر آن درختی رو که او گل‌های تر دارد

 

در این بازار عطاران مرو هر سو چو بی‌کاران

به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد

 

ترازو گر نداری پس تو را زو رهزند هر کس

یکی قلبی بیاراید تو پنداری که زر دارد

 

تو را بر در نشاند او به طراری که می‌آید

تو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد

 

به هر دیگی که می‌جوشد میاور کاسه و منشین

که هر دیگی که می‌جوشد درون چیزی دگر دارد

 

نه هر کلکی شکر دارد نه هر زیری زبر دارد

نه هر چشمی نظر دارد نه هر بحری گهر دارد

 

بنال ای بلبل دستان ازیرا ناله مستان

میان صخره و خارا اثر دارد اثر دارد

 

بنه سر گر نمی‌گنجی که اندر چشمه سوزن

اگر رشته نمی‌گنجد از آن باشد که سر دارد

 

چراغست این دل بیدار به زیر دامنش می‌دار

از این باد و هوا بگذر هوایش شور و شر دارد

 

چو تو از باد بگذشتی مقیم چشمه‌ای گشتی

حریف همدمی گشتی که آبی بر جگر دارد

 

چو آبت بر جگر باشد درخت سبز را مانی

که میوه نو دهد دایم درون دل سفر دارد                                                                                            مولانا

رفع هم و غم

امام هفتم حضرت امام موسى بن جعفر علیه السلام فرموده اند: هر کس را گرفتارى رسد که او را غمگین کند یا گرفتارى به او رسد، سرش را به آسمان بلند کند و سه بار بگوید:
(بسم الله الرحمن الرحیم).

 40 بار گفتن (اللهُ اللهُ ربی لا اُشرکُ بهِ شَیئاً تَوَکَّلتُ عَلی الحَی الذی لا یموت) نیز جهت این مقصود نقل شده است.

منتخبی از اشعار سروده شده توسط آیت الله العظمی بهجت قدس سره الشریف

هر كه ديد از آل پيغمبر اثر *** جاى پاى جمله شان بگذاشت سر
شربتى كَاز دستشان نوشيده شد *** تا ابد شيرينى اش در كام بُد
شربت ديگر كسان، فرداست زَهْر *** بدءِ آن خير و نهايت شرّ و قَهْر

قلب اگر مِرْآة شد، مَرْئِىّ بديد *** چون مُجَرَّد هست ما فِى الْغَيْب ديد
«كُلُّ شَىْء هالِكٌ إلاّ وَجْهَهُ» *** آن بداند، كاوست با «هُو» روبرو

از تنفّس پى به صاحب مى برى *** قطع آن ديدى زِعبرت بگذرى
اى خدا! واضحْ مرا مشكل مدار *** مشكلاتِ دَهْر بر من سَهْل دار
چون كه در دستِ تو باشد كُنْ فَكان *** چون به ديگر سو رَوَم در هر زمان؟
گر فراموشم بدارى خويش را *** يادِ چيزى كى كند دردم دواء؟
از مناجاتم اگر كردى برون *** كى سعيدم مى نمايى از درون؟
گر به من كردى جهنّم را محلّ *** گويم: اى اهل جهنّم! لاحِيَل
من خدايى غير حقّ نشناختم *** با شماها در جهان ننواختم
دوست بودم با همه يارانِ حقّ *** دشمن بدكار و بددارانِ حقّ
روسياهى در عمل اين جا براند *** نقطه ى بيضاء من در جا بماند
گرچه من اين جا سيه رو آمدم *** متّصل با حَبْلِ مولايم شدم
من نگفتم: روسفيدم در جهان *** نامه ام نَبْوَد سيه با اين و آن
صاحبِ وُدّى بُدم چون مو دقيق *** همچون بودم با اَوِدّائش رفيق
چشم من با دشمنان، روحم لطيف *** من نبودم خارِ رَهْ سر هر شريف
حاليا! در دوزخم بگذاشتى *** ساقيا ! هر تلخ، شيرين داشتى
چون ز دستت آبريزى بنگرم *** بنگرم دست تو، آبش ننگرم
گفت لقمان: تلخ، شيرين شد مرا *** چون ز دستِ مُنْعِمَم ديدم وُرا
ناخنى از دست تو در لقمه اى *** گر ببينم باشد اَحْلى طُعْمه اى
چند پرسى: تلخ بُد يا خوشگوار؟ *** نيست تلخ ار مى رسد از دست يار
گرچه در يارى دروغم داخل است *** با دروغِ دوستان كَالْغافِل است
گر بگويى: دوستى كامل نبود *** گويمت، سلمان و بُوذْر دلْ كه بود؟
گر بگويى مثل بد، گه داشتى *** گويمت: تَوّابيش بگذاشتى

نور باران مى كند وقتِ ظهور *** عزّت ايمان و ذُلِّ قومِ بُور
گر نبودى اصلِ اَخْبارش ز غيب *** بود ممكن عُمْرِ خِضْرش سَلْبِ رَيْب
او بُوَد ايمانيان را دادرس *** شيطنت، سُفيانيان را دادرس
مُسْتَغيثا ! گر بخوانى با يقين *** لطف او، دستت بگيرد راستين
هر زمان پُر مى شود از لطف و مِهْر *** يك كتابى گر نگويى بود سِحر
غائب است امّا بَرِ اهل يقين *** اَخْضَرِ حُضّار شد آن مَهْ جَبين

اى خدا! نورى بده چون نار طور *** آن چه در باطن بُوَد آرَد ظهور
يا كه ظاهر را نمايد كَالْعَدَم *** اِنْدكاكِ كوه انيّت به دَم
گر بدادى اى خدا! محفوظ دار *** از سقوط و از معاصى بركنار
تا نگويندم كه آقايت تو را *** طرد كرده، نيستى اهل شِفاء
يا عتيقى مانده اى از كار دور *** يا رسيدى نارسى بر كوه طور
از سرور بى خودى واقف شدى *** دائماً مُسْتَغْفِرى از با خودى
قُرب او پروانه ها را سوخت پَر *** اى مُحاطَ الرَّبّ! چرا اين بال و پَر؟
چون ندارى علم، محرومى از آن *** چون نكردى ذوق، معذورت بخوان
هر كه را اُنس عبادت داده اند *** قاب قَوْسَيْنِ سعادت داده اند
طفل گويد: لَعْبِ اوّل خوش تر است *** اى رجل! تقليدِ اَكْمَل خوش تر است

گر نمازت شد عروج مستقِرّ *** باش دائم در عروج مستمِرّ
ذكر شد معراجْ آورْ در صَلوة *** ذاكر آمد چون مُصلّى از صفات
گر نمازت حاجتت در دست داد *** از كليد فتح خود غفلت مباد
بين كه تكرارش به «بى يَنْطِق» رسيد *** نُطق حقّ در سمعِ قارى شد پديد
چون زبانش بُد درخت نور حقّ *** فهم كن تأويل، ار خواندى ورق
در مُسَبَّب با سبب در اين كتاب *** نيست نقص از عقل و شرع اى مستطاب

گر تو را باب لِقائش باز شد *** «يُبْصِرُ ويَسْمَعُ بِهِ» آغاز شد
در نمازت خويش را بيرون نما *** اجنبى را رَه مده در اين سرا
تا بفهمى معنى «لاحَوْل» را *** كَالْعَدَم بينى تو صاحبْ قول را
از تجلّى غير لفظ آشكار *** آشكارا گر بديدى تاجدار
صاحب غيب و شهود مِلْك و مُلْك *** از تجلّى برده اِنيّت به هُلْك
اين تناقض نيست واحد در كثير *** لايَكُونُ فيهِ جَبرٌ لِلْكَسير
او دخولش با خروجش بى شبيه *** هم محيط و هم احاطه، اى نبيه!
نيست عزلت اين جدايى در صفت *** فهم آن جز رؤيت دل شد عَنَت
اين بياناتى كه وَحْيَش نبود *** مصدرش بالواسطه چون لب گشود

نور خود پيدا شود، أَيْنَ النُّجومُ؟ *** جز به حكم عقل، اى صاحب علوم!
شب چه شد پُر شد نجوم آسمان *** شمس، معقول است، نى محسوسمان
آن كه را چشمِ بصيرت باز شد *** كَالْعَدَم شد ماسِوى گر ساز شد
يا نبيند، يا ببيند كَالْعَدَم *** چون خيالاتِ تكاثُر دمبدم
 

عشق آن باشد كه در آب فرات *** تشنه تر بينى تو نورِ كاينات(1)
عشق آن باشد كه در ميدان جنگ *** خود برهنه سازد از هر لُبْس و رنگ(2)
عشق آن باشد كه مى بُرّيد دست *** ديد چون يوسف ز خودبينى بِرَسْت
عشق آن باشد كه چون تيرى كَشَند *** بى خبر باشند غرقِ مَهْوَشَند
عشق آن باشد كه از تكرارِ ذكر *** بشنود مذكور ذاكر شد به سِفْر
آن كه در هر حال، برهانش بديد *** غيرِ او نزدش سِيَهْ بُد يا سفيد
زشت و زيبا در قِبالش بى جلال *** لايُقاسُ، ور بود يوسفْ جمال
مُتّكى بر نور او، مسرور شد *** آمِن از نزديك و از هر دور شد

هر كه از نور خدا آگاه شد *** نزد او دنيا، چو قعرِ چاه شد
شب در اُخرى، روز در دنياست او *** روزِ شبْ داران چو شب اُخرى است او
در ترهّب انعزال اندر مكان *** در تهجّد قسمت آمد در زمان
شب، بساطِ خلوت عشّاقِ اوست *** روز، مشىِ خاصّ بر مشتاق اوست

اى پدر! رو برنگردان از خدا *** مى نباشد طاقتِ عكسش تو را
اين تنفُّس از تو گر قطع آمدى *** هم تو لاشيئى فقيرى بائِدى
مُسْتَمِدّى آنْ به آنْ از فيضِ ربّ *** هست اِعْراضش به آنى زو عَجَب
بلكه هر آنْ گر به اقبالت فزود *** آنِ سابق فَرْش و لاحق، عَرْش بود
اين تو و اين گوى و چوگان، اين حساب *** فى حِسابِ النَّفْسِ قَدْ تَمَّ الْكِتاب
خود مُحاسِب، خود مُحاسَب، خود جَزاء *** توبه از اَسْوآء و شكرِ هر عطاء
همّتى بالا و عزمى لايَزُول *** صادقانه سَلْ رَقيبَكَ ما تَقُول
ز آن ملائك در فرح از حالِ تو *** هم شياطين يأس از اَفعالِ تو
شب نشينانِ زمين را زن صدا *** اهل لذّت از اَلَذّ گشتى جدا
راست يا نِهْ، شد به يك شب امتحان *** حال همچون مُسْتَحيل، آسان بدان

دل حريم ربّ، مده دستِ كسان *** ناكسان را است اندر دل مكان
خانه را ويران كند تا آن حدود *** نيست آبادى اميد از آن به زود
حفظِ دل از غير حقّ چون واقف است *** گر نكردى، گُرگ، دل را صاحب است
شو مُهيّاىِ پذيرايى، كه نيست *** چاره جز تسليمِ گرگ آن جاكه زيست
جز تَحَصُّن بر فناء فى الله و ذكر *** راه ديگر نيست نزد اهل فكر
راه استغراق، ذكر است اى پدر! *** شوق محبوب و مخافت از غِيَر

ذكر، فَتْحُ العين باشد بر لقاء *** گو به بينا: باز كن چشم و بيا
گر تواند كه نبيند چشمِ باز *** مى شود دور از لقاء ذكر و نماز
در مراتب، ذكر و لُقْيا متّحد *** خوب دقّت كن، چه باشى مجتهد
هم چنين معلول توليدى، جدا *** از سبب هرگز نباشد بى مِراء
اى مراقِب! چشم دل هرگز مبند *** گر نديدى نورِ حقّ، بر من بخند
از ادامه از تكرّر هم چنين *** حاصل آيد قوّه ى حقُّ اليقين
از خدا خواهيم در مقصد طريق *** با يقين باشيم، عقل و دين رفيق
حكم و موضوع و پياده كُبْرَيات *** انطباق عام بر هر صُغْرَيات
آن چه مذكور است اين جا از سبب *** يا مُسَبَّب از يقين شد مُنْتَخَب
از يقينىّ از دليل و ارتكاز *** با تميّز هر حقيقت از مجاز
گر نبودى غير قرآن و سُنَن *** با سراج عقل بس در ماحَصَل
بين كه در الهامِ ناگه، كس كجاست *** با دلِ مُسْتَوْحِشين، آنِس كجاست
اصل اثبات خدا، نورِ هُدى است *** رهنمايى ز انبياء و اوصياء است
از يقين كى دور شد انسانِ پاك *** از جحودِ اشقياء ما را چه باك

هر كه از قرآن و عترت دور شد *** از حُظُوظ آدمى مهجور شد
گر تو را تمثيل باشد رهنما *** عترت و اعداء مثالش را گشا
جمع عترت بر مثالِ انبياء *** ديگران فرعون و جمعِ اشقياء
خود بده انصاف در اين فِرْقَتَيْن *** قلب سالم چه بگيرد؟ بَيْن بَيْن
يا بگو: فرعونِيَم همكار او *** يا بگو با مُوسِيَم(عليه السلام) هم يار او
يا بكن كارى كه فرعونش فزود *** يا بكن كارى كه موسى(عليه السلام) مى نمود
قصد با عزم و اراده اعتقاد *** قابل عفو است فِعْلش كم زياد
دوستى با نوريان، جذبى به نور *** دوستى با ناريان، وَيْل و ثُبُور
با مُعاوى گر شدى چون اَمْس غَدْ *** با علىّ(عليه السلام) اندر بهشتى بى مَرَدّ
اين هم آمد اختصاصِ اهل حقّ *** دفتر ايمان به ما داد اين ورق
هر كه از نور خدا آگاه شد *** نزد او دنيا، چو قعرِ چاه شد
مُرغ گر غافل نشد، كى صيد شد *** دستِ صيّادِ نگهبان، قيد شد

 

دستورالعملي از جناب سيد علي قاضي

به نام خدا

با سلام 

آية الحق مرحوم حاج ميرزا علي قاضي طباطبائي درباره ماه‌هاي رجب، شعبان و رمضان فرمود: هان اي برادران عزيز و گراميم؛ آگاه باشيد! متوجه و هوشيار باشيد كه ما در قرقگاه زماني (ماه‌هاي رجب، شعبان و رمضان) داخل شده ايم!

اصل اين دستور را حضرت آية الله سيد محمدحسين حسيني طهراني (ره)، در سال آخر عمر شريف و با بركت خود در يكي از جلسات براي خواصّ أصحاب خودشان از روي نسخۀ خطّي آية الحقّ مرحوم آية الله حاج ميزا علي قاضي طباطبائي بيان فرموده، به عمل و مداومت آن تأكيد نمودند و مخصوصاً به طلّابي كه با حضرتش مأنوس بودند، أمر كردند آنرا در دفتر خود ثبت نمايند:

«هان اي برادران عزيز و گراميم – كه خداي شما را در طاعت خود موفّق بدارد – آگاه باشيد!

ادامه نوشته

ماه شعبان

شعبان ماه بسیار شریفی است، و به پیامبر اکرم حضرت محمّد مصطفی صل الله علیه و آله و سلم  منتسب می‌باشد، و آن حضرت همه ی این ماه را روزه می‌گرفت، و روزه ی آن را به ماه مبارک رمضان متّصل می‌نمود،‌ و می‌فرمودند:

 "شعبان ماه من است، هر که یک روز از این ماه را روزه بدارد، بهشت بر او واجب می‌شود"

 

از امام صادق علیه السلام نیز روایت شده است:

ادامه نوشته

نامه اي از شيخ محمد بهاري همداني

الحاصل ،

طالب خدا اگر صادق باشد، بايد انس خود را يواش يواش از همه چيز ببرد، و همواره در ياد او باشد، مگر اشخاصى را كه در اين جهت مطلوب به كارش بيايد، و آن هم به مقدار لازمه آن كار. پس با آنها بودن منافاتى با ياد خدا بودن ندارد،

و محبت اين اشخاص هم از فروغ محبت الهى است - جل شانه - منافات با محبت الهى ندارد.

اگر شيخ بگويد: اينها حق است ، وليكن من با اين حال نمى توانم بجا بياورم ، زيرا كه شياطين انس و جن به دور ما احاطه كرده ، متصل (يعنى پيوسته ) وسوسه مى كنند، هميشه مانعند، و ما هم كناره بالمره نمى توانيم بكشيم

امر معاش اختلال پيدا مى كند، از عهده خودمان هم بر نمى آئيم ، تا كار به كار كسى نداشته مشغول خودمان باشيم . ما كجا اين حرفها كجا؟

جواب مى گوئيم : اگر امورات آنى باشد، همين طور است كه مى گوئى ، از اين هم بزرگتر، مثل كوه بدوا (يعنى در نگاه اول ) به نظر آدم مى آيد، كوچك نيست ، ليكن اشكال در اين است كه تكليف شاق نكرده اند، امورات تدريجى است . پس همين قدر كه تدريجى شد، ديگر كار درست مى شود. مردم به تدريج باز و شاهين و ساير مرغ هاى صيدى را رام كرده ، به دست گرفته اند. پس ملخص كلام اينكه در هر مرتبه كه هستى ، آن نيم رمق كه دارى ، آن قدر را كه به سهولت مى توانى به عمل آورى ، اگر در آن مسامحه نكردى ، آن را به جا آوردى . يك چنين هم بر قوت تو مى افزايد، بلكه زياده . زيرا كه فرموده : (تو يك وجب بيا، من يك زارع )

 

ادامه نوشته

عاشقان مبعث مبارک

روز مرگ قساوت ها

روز مبعث، روز برانگیختن خردهایی است که در تابوت خُرافه گرایی، هوس پرستی و جهل پیشگی دفن شده بود. روز مبعث روز تولّد عاطفه هاست؛ عاطفه هایی که در رقص شمشیرها زخمی می شد و در جنگل نیزه ها جان می باخت. آن روزها، دخترکان معصوم، به جای آغوش گرم مادر، در دامان سرد خاک می خفتند. جوانان بلندقامت، در جنگ جهالت ها، جان به بارش تیرها می دادند و زنان بی پناه، در بند اسارت می زیستند. آه که چه خارهایی به پای بشریّت می خلید و چه زخم هایی دل عاطفه ها را می خَست.

روز مبعث، روز مرگ قساوت ها و شرارت ها بود؛ روز مرگ کرامت هایی که به پای بت ها قربانی می شد؛ روز مرگ جهل و شرک و پرستش های ناروا بود.

میلاد ارزش ها

روز مبعث، روز میلاد ارزش هاست؛ ارزش هایی که زنده به گور می شد و اصالت هایی که در بستر احتضار رو به خاموشی می رفت. در آن روز، بذر عشق و مهرورزیدن و مهربان زیستن در دشت تفتیده دل ها پاشیده شد و هزاران هزار گل عاطفه از آن رویید. لبخند بر لب ها نشست دست گرم نوازش بر سر یتیمان کشیده شد. شمشیرهای خشونت زنگار گرفت و سفره محبت آغوش گشود. نوع دوستی بنیاد یافت و کینه توزی جان باخت. از چشمه چشم ها مهر جوشید و در دریای سینه ها عشق خروشید. زندگی زیبا و بودنْ تماشایی شد. روز مبعث، روز بارش برکت، روز سرافرازی انسان، روز برآمدن آوازهای سپید و روز بوسه زدن بر چهره خورشید، بر همه جهانیان مبارک باد.

منجی بزرگ بشر

ادامه نوشته

اعمال ليلة الرغائب را از دست ندهیم

بدانکه شب جمعه اوّل ماه رجب را ليلة الرَّغائب مي‌گويند و از براي آن عملي از حضرت رسول صَلَّي اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله وارد شده با فضيلت بسيار که سيّد در اقبال و علاّمه در اجازه بني زهره نقل کرده‌اند از جمله فضيلت او آنکه گناهان بسيار بسبب او آمرزيده شود و آنکه هر که اين نماز را بگذارد چون شب اوّل قبر او شود، حقّ تعالي بفرستد ثواب اين نماز را بسوي او به نيکوتر صورتي با روي گشاده و درخشان و زبان فصيح پس با وي گويد اي حبيب من! بشارت باد تو را که نجات يافتي از هر شدّت و سختي گويد تو کيستي؟ بخدا سوگند که من روئي بهتر از روي تو نديدم و کلامي شيرين‌تر از کلام تو نشنيده‌ام و بوئي بهتر از بوي تو نبوئيدم.

 گويد من ثواب آن نمازم که در فلان شب از فلان ماه از فلان سال بجا آوردي؛ امشب بنزد تو آمدم تا حقّ تو را ادا کنم و مونس تنهائي تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دميده شود من سايه بر سر تو خواهم افکند در عرصه قيامت پس خوشحال باش که خير هرگز از تو معدوم نخواهد شد.


وکيفيت آن چنان است که روز پنجشنبه اوّل آن ماه را روزه ميداري چون شب جمعه داخل شود ما بين نماز مغرب و عشاء دوازده رکعت نماز مي‌گذاري هر دو رکعت به يک سلام و در هر رکعت از آن يک مرتبه حمد و سه مرتبه اِنّا اَنْزَلْناهُ و دوازده مرتبه قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَدٌ مي‌خواني و چون فارغ شدي از نماز هفتاد مرتبه مي‌گوئي« اَللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ النَّبِيِّ الاُْمِّيِّ وَعَلي آلِهِ» پس به سجده مي روي و هفتاد مرتبه مي‌گوئي:« سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَالرُّوحِ» پس سر ازسجده برمي‌داري وهفتاد مرتبه مي‌گوئي«رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَتَجاوَزْ عَمّا تَعْلَمُ اِنَّکَ اَنْتَ الْعَلِيُّ الاَعْظَمُ» پس باز به سجده مي‌روي و هفتاد مرتبه مي‌گوئي:« سُبُّوحٌ قُدّوُسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَالرُّوحِ» پس حاجت خود را مي‌طلبي که انشاءالله برآورده خواهد شد.

التماس دعا

فضيلت و اهميت ماه رجب

گرچه همه زمان ها مخلوق خداست ليكن برخى از آنها از شرافت و ويژگى خاصى برخوردار است. درست است كه همه ماه هاى سال، پرتوى از قدرت جهان آفرين است; امّا سه ماه رجب، شعبان و رمضان، داراى امتياز و برجستگى ويژه اى هستند. در عصر جاهليت، مردم ماه رجب را گرامى مى داشتند.

پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله)مى فرمايد: رجب، «شهرالله الأصمّ» است; و بدان سبب آن را «اصمّ» ناميدند كه هيچ ماهى به پايه عظمت آن نمى رسد; مردم زمان جاهليت به رجب حرمت مى نهادند و آنگاه كه اسلام درخشيدن گرفت، بر حرمت آن افزود. بدانيد كه رجب، ماه خدا شعبان، ماه من و رمضان، ماه امت من است پس هركس يك روز از رجب را روزه بدارد، مستحقّ رضوان الهى گردد و روزه اش غضب الهى را خاموش كند و خداوند درى از درهاى جهنّم را بر او ببندد. اگر كسى به اندازه تمام زمين طلا انفاق كند، برتر از روزه يك روز آن نخواهد بود... هرگاه شب شود، دعايش مستجاب خواهد بود: يا در دنيابه او عطا خواهد شد و يا براى آخرت او ذخيره مى شود... حضرت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) سپس ثواب دو، سه، چهار، پنج، تا سى روز، روزه ماه رجب را تك تك با توضيح كامل بيان فرمود.

ادامه نوشته

میلاد حضرت زهرا بر همه عاشقان مبارک

میلاد حضرت زهرا(س)

تحفه ای از بهشت

چهل روز راز و نیاز با خدا، چهل روز دل بریدن از خانه و همسر و زندگی همیشگی و چهل روز میهمان خدا بودن، برای رسیدن تحفه ای از بهشت بود. نوری که خلقت را به نور خود روشن می کرد. محمّد(ص) در سال پنجم بعثت به میهمانی خدا خوانده شده بود. پس از آن چهل روز شیرین، اینک با وعده فرزندی از بهشت به سوی خانه باز می گردد. چشمان خدیجه پس از آن همه تنهایی و انتظار به دیدار محمد(ص) روشن می شود و دلش به شنیدن آن وعده شیرین از شادی و غرور سرشار می شود. در انتظار آمدن آن مولود بی همتا چشم به گذر زمان می دوزد و لب به شکر خدا می گشاید.

طاهره مطهره

خدیجه، زن ثروتمند قریش، با انتخاب همسری فقیر و دور از تجملات دنیوی، امّا آسمانی و از جنس نور، از سوی زنان تاریک دل قریش طرد شده و تنها مانده است. ماه هاست که او تنهایی اش را با گفتگو با فرزندی که هنوز پا به دنیا ننهاده، پر کرده است؛ امّا اینک نیازمند یاری است؛ نیازمند دستی مهربان که به کمکش بشتابد. از زنان قریش یاری می خواهد؛ امّا جز طعنه ها و سرزنش ها چیز دیگری نمی یابد.

به گرمای آرام بخش دعای پیامبر دل می سپارد و به مهر پروردگار دل می بندد تا آنکه خانه اش به نوری سپید روشن می شود. چهار زن بهشتی، چهار زن برگزیده، چهار یار مهربان به یاریش می آیند و فاطمه، طاهره مطهره، چشم به دنیا می گشاید و عالم را از حضور خود متحیّر می کند و از شادی آمدنش مست می سازد.

نگین خلقت

امروز خورشید وجود فاطمه(س) جهان را روشن ساخت. زمین خاکی لختی از ظلمت مادّی برون آمد و نور آسمانی را در خود دید. فاطمه(س) به دنیا آمد تا کهکشان خلقت برگرد وجودش بگردد. به دنیا آمد تا رحمت الهی تجلی دوباره یابد. به دنیا آمد تا خلقت بی معنا نماند. و انگشتر وجود بی نگین نماند. سلام و درود خدا بر تنها انگیزه خلقت، زیباترین آیه وحی، فاطمه زهرا(س).

ریسمان رستگاری

سال ها بود که با زنان مانند کنیزی تیره بخت رفتار می شد. اموال باعث افتخار بودند و دختران مایه ننگ. به مردگانی فخر می ورزیدند و دختران را منفور می داشتند. تا تو ای ریسمان محبّت الهی و ای لطیف ترین آیه خلقت، آمدی و رشته ننگ را از وجود رنجور زنان گسستی و افکار جاهلانه موهوم پرستان را دگرگون کردی. چه کرد بوسه پیامبر بر دستان تو در آن روز؟ چه کرد محبّت بی حدّ پیامبر به دخترش با نگاه خشمگین جاهلان و چشم پر امید دخترکان؟ و چه می کند یاد زندگی حیرت انگیز تو با منادیان آزادی زن در جامعه های جاهلی امروز؟! گرامی باد میلاد تو که مایه نجات و ریسمان رستگاری عالمیان شدی.

معلّم عشق

ای روشن ترین تفسیر آیات خدا، ای سبزترین برگ خلقت، آمدی و مظلومیّت با همه گستردگی اش و با همه عمق دردناکش با تو زاده شد. آمدی و درد و رنج پا به پای تو قدم برداشت. امّا تو، با تمام مظلومیّت و درد و رنج، آمدی تا کلاس عشق خدا بی معلّم نماند، تا زنان شیفته رستگاری بی سرمشق نمانند، تا راه خداجویی و معنویّت بی چراغ نماند، تا وادی عفّت و حیا بی خورشید نماند. جان عالمی به فدای تو ای مظلوم ترین اسوه صبر و عفاف و تقوی.

مدح مادر

ای باغبان بوستان آل طاها، ای مادر یاس های سپید و خوشبو، ای دامن مهربان شاخه های نرگس، خوش آمدی. مبارک آمدی. آمدی تا یاس ها سپیدی بیاموزند و نرگس ها خوشبویی. ای مهربان ترین مادر خلقت، فرزندنت امام عصر(عج) به مادری چون تو می بالد. زیباست سخن او در مدح تو که فرمود: «دختر رسول خدا(ص)، برای من اسوه حسنه و سرمشقی نیکوست». مبارک باد این میلاد فرخنده بر مولایمان صاحب الزمان(ع).

سرچشمه خوبی ها

ای زیباترین کلام خدا، ای لطیف ترین آیه خلقت، نکویی به نام تو نامور است و خوبی از تو سرچشمه می گیرد. زیبایی با تو معنا می شود و خیر با تو وجود می یابد. در مدح گوهری چون تو کلام پدرت رسول خدا(ص) گویاتر است که فرمود: اگر خوبی و نیکویی به صورت انسانی متجلی می شد، به حق که آن فاطمه بود، بلکه فاطمه از آن برتر و والاتر است. آری، فاطمه، دختر من، در طینت و شرافت و کرامت، بهترین کس روی زمین است.

زیباترین روز خلقت

امروز، روز میلاد گرامی ترین گوهر وجود فاطمه زهرا(س) و زیباترین روز خلقت است. فرشته ها همه جا را به نور تهنیت و تبریک آذین کرده اند. درهای رحمت خدا گشوده است و درخت وجود جز میوه های شیرین سرور هیچ ندارد. امروز امام عصر(عج) به دستان مبارکش بسته بسته هدیه می بخشد و از آسمان مهر خدا دسته دسته گل اجابت می بارد. حیف است اگر امروز با زمزمه مستانه زمین و زمان هم نوا نشویم و بر خود نبالیم که امروز بوستان وجود از غنچه های رستگاری و سعادت پر است.

سلام و صلوات

امروز در آسمان، هلهله سلام و صلوات پیچیده است. سلام بر فاطمه و پدرش، سلام بر فاطمه و همسرش، سلام بر فاطمه و فرزندانش، و این سلام ها باغ زندگی ها را از رشته های نورانی نجات و ریسمانهای سعادت لبریز ساخته است. به سلامی و صلواتی پر بگیریم و تا بر دوست پرواز کنیم. مولود مبارک این روز گرامی فاطمه زهراست.

بانوی عفاف

امروز چشمه رستگاری جاری شد و بوستان زندگی از آب زلال و حیات بخش ایمان و تقوا پر شد. امروز ما از بانوی عفاف و حیا سرمشق گرفته ایم و به سرانگشت اشاره بانوی عالمیان، فاطمه زهرا(س)، جز به خدا نمی اندیشیم و جز به راه او پا نمی نهیم. در خجسته میلاد دردانه خلقت، با سلاح دشمن شکن ایمان و تقوا و سپر محکم عفاف و حیا ایستاده ایم.

شفاف ترین معنی ایمان

خوش آمدی ای دردانه آفرینش، ای مهربان ترین ابر رحمت، بیا، بیا تا عفاف را معنا کنی. بیا تا عبادت به نمازهای شبانه و خالصانه تو روح بگیرد و تسبیحت، ذکر همیشه بماند. بیا تا ایثار در بخشیدن نانی از سفره افطارت به مسکین و یتیم و اسیر، خلاصه شود. بیا ای سرچشمه همه خوبیها، ای پاک ترین نور، ای شفاف ترین معنی ایمان، ای کامل ترین تبلور انسان. بیا که چه مبارک آمدنیست آمدنت.

سلام بر آمدنت

امروز روز شادی و شعف است. آنجا که فاطمه باشد و ریسمان مهر او فرش زندگیمان را به عرش سعادت بپیوندد و زلال محبتش بوستان ایمان را آبیاری کند و پرتو کلامش علف های هرز باغ هستی را بسوزاند، جای غم نیست؛ جای سلام است و درود. سلام بر آمدنت. سلام بر چشم گشودنت و سلام بر ماندن دو روزه ات و سلام بر تو که باغبان خوبی هایی.

بدترین افراد امت

خوش آمدی ای چراغ فروزان، ای خورشید هدایت، ای آبشار لطف و احسان. خوش آمدی که کلامت به دیدگانمان توان داد تا هرزگان را از خوبان باز شناسیم. هر روز کلام تو را در آینه دلمان به تصویر می کشیم که فرمودی: «پدرم رسول خدا فرمود: بدترین افراد امّت من کسانی اند که در بهره از نعمت ها زیاده روی می کنند و غذاهای رنگارنگ می خورند و لباس های گوناگون می پوشند و در گفتن کلام بی مبالاتند».

پرهیز از بخل

در فرخنده روز میلاد دردانه رسول خدا و گوهر بی همتای خلقت، زیباست اگر از زلال کلامش جرعه ای بنوشیم که به نقل از پدرش فرمود: «از بخل دوری کن که درختی است در جهنم و شاخه هایش در دنیا کشیده شده است، چون به شاخه اش آویزان شوی، تو را به جهنم می برد. به سوی بخشش و کرم بشتاب. درختی است از درختان بهشت که شاخه اش به سوی زمین کشیده شده. چون به شاخه اش بیاویزی به سوی بهشت رهنمونت می شود».

عبادت خالص

کلام فاطمه(س) چون چراغی است که از دریچه دل به درون می تابد و خداجویی و خداپرستی را بیدار می کند. این حبیبه الهی که در عبادت نشان «السابقون السابقون» را بر سینه زده بود و چنان مخلصانه به راز و نیاز با معبود می ایستاد که خدا به او می بالید، درباره عبادت می فرماید: «کسی که خالص ترین عبادت را به سوی خدا روانه کند، خدا بهترین مصلحت را به سوی او می فرستد».

شگفتی خلقت

خوش آمدی ای شگفتی خلقت، ای بلندترین کمالات انسانی، ای زیباترین گل بوستان آفرینش. عالم هستی همواره در حیرت وجود تو خواهد ماند. تویی که برای مستمندان سرچشمه مهربانی و صفا و بخشندگی بودی و در دفاع از آنها، اسوه خشم و اقتدار و عزّت. در برابر دردمندان، لطافت گل به پای لطافت قلبت نمی رسید و در حمایت از ولایت، قلب پولادینت یکسره صلابت و قدرت بود. در حجاب عفیف ترین بودی در سخنوری فصیح ترین، مهربان ترین مادر بودی و بهترین پشتیبان همسر. مبارک باد بر خدا آفرینشی چنین.

عطر آینه ه

امروز همه آیینه ها به عطر گل یاس معطّر شدند و در عمق شفافیّتشان از مکارم اخلاق فاطمی لبریز شدند، برای ما که دم از عاشقی این گل خوشبو می زنیم، فرصتی مناسب است تا لختی در این آینه ها بنگریم و فاصله دنیاطلبی را تا اخلاق بهشتی دختر پیامبر دریابیم. دریابیم که خوشی، عطر گل یاس را به خود نمی گیرد. از بیهودگی ها دست بکشیم و خود را به آینه ها نزدیک تر کنیم.

عشق گل یاس

مبارک باد روز میلاد دختر گرامی پیامبر اکرم، فاطمه زهرا(س)، بر همه بانوان مسلمان و با ولایت و بر همه پیروان مکتب گرانقدرش؛ همه آنان که در صدف عفاف و حیا مروارید وجود را پروراندند و قدم به وادی عشق زهرا(س) نهادند. مبارک باد این میلاد فرخنده، بر همه آنان که فاطمه وار، پرورش اسلامی را در روح کودکانشان جاری ساختند و مُهر رستگاری بر قلبهایشان زدند. مبارک باد این میلاد خجسته، بر همه آنان که با عشق گل یاس زندگی کردند.

سخنی از فرزند زهرا(س)

«فاطمه زهرا(س) فجر درخشانی است که از گریبان آن، خورشید امامت و ولایت و نبوّت درخشیده است. آسمان بلند و رفیعی است که در آغوش آن ستاره های فروزان ولایت قرار گرفته است.

همه ائمه(ع) برای مادر بزرگوار خود تکریم و تجلیلی قایل بودند که برای کمتر کسی این همه احترام و تجلیل را از آن بزرگواران می شود دید.»

عشق پدری

خجسته باد این عید مبارک و این روز فرخنده؛ روزی که لبخند، لبان پیامبر اکرم(ص) را پر کرد و شادی، قلبش را لبریز ساخت؛ پدری که به دخترش لقب مادر می دهد و پدری که دخترش را موجب شادی قلبش می داند. داستان این عشق از زبان گهربار آن حضرت شنیدنی تر است که فرمود: «فاطمه پاره تن من است، نور چشم من است، میوه دل من است. هرکس او را بیازارد، مرا می آزرد و هرکس او را شاد کند مرا شاد می کند». سلام و درود خدا بر رسول خدا و بر دختر گرامیش.

دوری از دنیا

روح بلند و ملکوتی فاطمه زهرا(س) چنان بود که غبار ظلمانی دنیای زبون هرگز نتوانست دامن آسمانی او را آلوده سازد. زیور دنیا در حسرت یک نگاه آن بانوی گرانقدر، همواره سوخت. امام سجاد(ع) می فرماید: «اسماء بنت عمیس به من گفت: خدمت فاطمه زهرا(س) بودم که رسول خدا(ص) وارد شد. در گردن آن بانو گردن بندی از طلا بود که علی بن ابیطالب(ع) از مال غنیمت برایش خریده بود. رسول خدا(ص) به فاطمه(س) فرمود: ای فاطمه، نکند مردم بگویند که فاطمه دختر محمّد از پوشش زورگویان استفاده می کند. فاطمه(س) گردن بند را درآورد. آن را فروخت. با پول آن بنده ای خرید و آزاد کرد و قلب پدر را با این کار شاد نمود».

ستایش پرورگار

درباره مقام والای دختر پیامبر، بانوی زنان بهشت، آنچه با قلم شکسته مان بنویسیم، چون غباری است در آسمان بیکران. باید از زلال دریای معرفت و پیامبر رحمت مدح او را شنید که فرمود: «دخترم فاطمه، سرور زنان سراسر عالم است. هرگاه در محراب خود در برابر پروردگارش، جلّ جلاله، بایستد، نورش برای فرشتگان آسمان درخشش دارد، چنان که نور ستارگان برای زمینیان درخشش دارد و خدا به فرشتگانش می فرماید: ای فرشتگان من، به بنده من فاطمه بنگرید. بانوی بندگان من در برابر من ایستاده است و بدنش از ترس من می لرزد. او با میل خویش به عبادت من روی آورده است. شما را گواه می گیرم که پیروان او را از آتش ایمن گردانیدم».

ستایش خدا

روز میلاد فاطمه زهرا(س)، روز میلاد همه خوبیهاست. روز جاری شدن زلال ایمان در همه قلبهاست. روز شستشو در چشمه معنویت فاطمی است. روز هدیه اخلاق پسندیده و خوی نیکوست. روز سجده و سپاس خداست؛ سپاس بر آفریدنِ این نور پاک، این سرچشمه رحمت، این نسیم حیات معنوی، این حوریه بهشتی در میان انسان ها. خداوندا، تو را سپاس که عشق او را در قلب ما نهادی. تو را سپاس که دست ما را به ریسمان هدایتش رساندی. مهربانا، نور پرفروغش را همواره بر زندگیمان بتابان. آمین.

در انتظار آمدنت

سال ها بود که خلقت با همه وسعتش، آمدنت را انتظار می کشید. سال ها بود که آب در انتظار دیدن کسی بود که نَفَسش حیات در کالبد بی روح خلقت می دمد. سال ها بود که آسمان چشم به راه کسی بود که در برابر وسعت سینه اش، ذره باشد. سال ها بود که خورشید منتظر نوری بود که از آن گرما و روشنی بگیرد. تو آمدی، بعد از آن همه انتظار. آسمان و زمین لبریز از نور تو شد. تویی که محورِ آفرینشِ همه خلقتی. تویی که مظهر صفات برتری، تجسم کامل ترین صفات خداوندی. تو آمدی و جهان واله تو ماند و دعاگوی قدمت شد. سلام و درود خدا بر تو ای سرچشمه رحمت الهی!

محور آفرینش

آن روز که خدا خواست بیافریند، تو را محور همه خوبی ها قرار داد. تو مظهر رحمت خداوندی. اگر آب مایه حیات است، از دم حیات بخش تو جان می گیرد. اگر خورشید نورانی است، به گوشه چشم توست. اگر رحمت خدا جاری است از بی کران وجود تو سرازیر می شود. اگر پروردگار خشم آرد، از زخم دل توست. ای میزان ترازوی عفو و خشم خدا، بر ما باران رحمت و مهرت را ببار.

نماز فاطمه(س)

سحرگاه است. مدینه در خواب است؛ امّا خانه فاطمه(س) روشن است. فاطمه(س) غرق در عشق خدا و محو در راز و نیاز با او، به نماز ایستاده است.

فاطمه ای که ترازوی خشم و رضای خداوندی است، فاطمه ای که خدایش به او می بالد، به نماز ایستاده و از ترس خدا می لرزد، نفس نفس می زند و با چشمان پر اشک او را می خواند. شگفتا از تو ای فاطمه! و شگفتا از آفریننده تو! مبارک باد این آفرینش. مبارک باد این حضور نورانی. مبارک باد این میلاد خجسته.

آراستن درون

امروز روز مبارکی است. عید خجسته ایست. روز میلاد نور، وزیدن نسیم حیات، باریدن باران رحمت. بیایید دل هامان را خانه تکانی کنیم. غبار دنیانگری و تاریک پسندی را از دریچه چشم ها برگیریم و پرده های سپید عفاف و حیا بر آن بیاویزیم. دل هامان را با رشته های نورانی عشق به اهل بیت آذین بندیم. سبد سبد گل ایمان و معرفت از گوشه کنار قلبمان بچینیم. سینه هامان را از گل ولای مادی طلبی پاک کنیم و بر آن رنگ روشن تقوا بپاشیم. بیایید در خانه دلمان جشن میلاد بگیریم و به کودکانمان عیدی بدهیم. مبارک باد این عید فرخنده، میلاد فاطمه زهرا(س).

راز و نیاز با خدا از زبان دختر پیامبر که خلوص عبادتش مایه فخر خدا بود، حدیثی جان بخش است. دو متن کوتاه زیر ترجمه و برداشتی است از دعای بعد از نماز حضرت فاطمه زهرا(س):

زمزمه نیاز

پروردگارا، هرکه به طلب حاجتی به سوی مخلوقی رود و خود را برای آن آماده سازد، امید لطف و عطا و احسان دارد. مهربانا، اینک من به طلب حاجت از تو آماده شده ام و امید لطف و بخشش دارم. مهربان من، مرا از بخششت محروم مگردان که تو بر طالب حاجت دست رد نمی زنی و گنجینه عطایت از بخشش کاستی نمی گیرد.

به امید نزدیک شدن

الهی، به سوی تو آمده ام به امید نزدیک شدن به تو، نه به پشتوانه عملی صالح و نه به شفاعت مخلوقی جز پیامبرت و اهل بیتش. به سوی تو آمدم به امید عفو بی منتهای تو که ویژه خطاکارانش گرداندی، آنان که همه عمر بر گناه پافشاری کردند و این بسیاری زمان گناه، جلوی عفو و بخشش تو را نگرفت. مولای من، بخشش و احسان، کار همیشگی توست، چنان که گناه عادت من است. پس به حق محمّد و دودمان پاکش، از گناه من در گذر که گناه بزرگ را کسی جز تو ای خدای بزرگ نمی بخشد.

مراسم دومين سالگرد ارتحال آيت‌الله بهجت

27 ارديبهشت ماه در قم؛
مراسم دومين سالگرد ارتحال آيت‌الله بهجت برگزار مي‌شود

خبرگزاري فارس: مسئول ستاد برگزاري دومين سالگرد ارتحال آيت‌الله بهجت از برگزاري مراسم دومين سالگرد ارتحال اين مرجع فقيد در قم در آستانه سالروز ارتحال ايشان خبر داد.


محمود جويباري امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در قم، ضمن تسليت ايام سوگواري شهادت حضرت زهرا (س) با اشاره به برگزاري دومين سالگرد ارتحال ملكوتي آيت‌الله بهجت (ره) اظهار داشت: اين مراسم 27 ارديبهشت ماه سال جاري پس از نماز مغرب و عشا در مسجد اعظم برگزار مي‌شود.
وي خاطرنشان كرد: حجت‌الاسلام صديقي امام جمعه تهران در اين مراسم به ايراد سخنراني مي‌پردازد و مداح اهل بيت (ع) خرم‌فر نيز در اين مراسم به مديحه‌سرايي و مرثيه‌خواني خواهد پرداخت.
مسئول ستاد برگزاري دومين سالگرد ارتحال آيت‌الله بهجت با اشاره به ديگر تمهيدات در نظر گرفته شده براي مراسم دومين سالگرد آيت‌الله بهجت گفت: بسته‌هاي فرهنگي شامل ويژه‌نامه فقدان عشق، سي‌دي و پوسترهايي پيرامون شخصيت آيت‌الله بهجت تهيه شده كه در بين حاضران در اين مراسم توزيع مي‌شود.
حضرت آيت‌الله العظمي حاج شيخ محمد تقي بهجت (ره) در اواخر سال 34 در شهر فومن واقع در استان «گيلان» به دنيا آمد و هنوز 16 ماه از عمرش نگذشته بود كه مادر ايشان از دنيا رفت.
تحصيلات ابتدايي حوزه را در مكتب خانه فومن به پايان رساند و پس از تحصيلات ادبيات عرب در سال 48 هنگامي كه تقريبا 14 سال از عمر شريفش مي‌گذشت، براي تكميل دروس حوزوي عازم عراق شد و حدود چهار سال در كربلاي معلي اقامت كرد و علاوه بر تحصيل علوم رسمي از محضر استادان بزرگ آن سامان، از جمله مرحوم حاج شيخ ابوالقاسم خويي (غير از آيت‌الله خويي معروف) بهره برد و در سال 52 براي ارائه تحصيل به «نجف اشرف» رهسپار شد و سطح عالي علوم و حوزه را در محضر آيات عظام از جمله حاج شيخ مرتضي طالقاني (ره) به پايان رساند و پس از درك محضر آيات عظام حاج ضياء عراقي و ميرزاي نائيني (ره) در حوزه درسي آيت‌الله حاج شيخ محمد حسين غروي اصفهان وارد شد.
علاوه بر بهره‌گيري از محضر اين استاد از محضر آيات عظام حاج سيد ابوالحسن اصفهاني و حاج شيخ محمد كاظم شيرازي (ره) استفاده كرد و در زمان تلمذ به تدريس سطوح عالي پرداخت و در تاليف كتاب سفينة‏البحار با محدث كبير حاج شيخ عباس قمي (ره) همكاري كرد و در زمينه تهذيب نفس در زادگاهش از كودكي محضر عالم بزرگوار سعيدي و دركربلا از برخي علماي ديگر بهره برد.
آيت‌الله بهجت در قم از محضر آيات عظام حجت‌الاسلام كوه‌كمره‏اي و آيت‌الله بروجردي بهره برد و ايشان پس از ورود به قم به تدريس خارج فقه و اصول پرداخت و به تربيت شاگرداني ارزشمند همت گماشت.
از جمله تاليفات اين مرجع فقيد ميتوان به نگارش يك دوره كامل اصول، حاشيه بر مكاسب شيخ انصاري(ره) و تكميل آن تا آخر مباحث مربوط به مكاسب و متاجر، دوره كامل طهارت، دوره كامل كتاب صلاة، دوره كامل كتاب زكات، دوره كامل كتاب خمس و حج، حاشيه بر كتاب ذخيرة العباد مرحوم شيخ محمدحسين غروي و حاشيه بر مناسك شيخ انصاري (ره) اشاره كرد.
آيت‌الله بهجت 27 ارديبهشت 88 در ساعت 14 و 30 دقيقه به لقاء‌الله پيوست و پيكر ايشان پس از تشييع باشكوه در جوار مرقد كريمه اهل بيت به خاك سپرده شد

فاطمه کیست؟

«فاطمه پاره تن من است ، هركس اورا بيازارد مرا آزرده و هركس اورا خشمگين سازد ، مرا خشمگين ساخته است.»

 مشهورترين لقب آن حضرت

«زهرا»مشهورترين لقب حضرت به معني «درخشان»و «تابان» و «فروزان» است.

امام عسكري(ع)ميفرمايد:دختر پيغمبر در اول صبح مانند آفتاب درخشان ، و بعد از ظهر همچون ماه تابان، و در شب تاريك بسان ستاره فروزان ، براي اميرالمؤمنين مي تابيد.ازاينجا رهنمون مي شويم كه زيبايي و آرايش زن بايد براي شوهرش باشد و فقط اوست كه بايد ناظر بر تجلي همسرش باشد.اگر حضرت «فاطمه»دختر پيغمبر درخشنده و تابان و فروزان بوده كه معني زهرا نيز همين است اين را فقط همسرش علي (ع)مي ديده، و تنها براي او تجلي داشته است.

علي (ع)خود ميفرمايد:«هروقت نگاه به فاطمه مي كردم غم و اندوهم برطرف مي شد.»

 بانوي بهشتي

ادامه نوشته

شش خصلت که شیطان طاقت دیدن آنها را ندارد

روزی پیامبر اکرم(ص) از راهی عبور می‎کرد.

شیطان را دیدکه بسیار لاغر و ضعیف شده است.

از او پرسید:«چرا به این روز افتاده‎ای؟» گفت: یا رسول الله!

از دست امت تو رنج می‎برم و در زحمت بسیار هستم.

پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «مگر امت من با تو چه کرده‌اند؟»

گفت: یا رسول الله! امت شما شش خصلت دارند که من طاقت

دیدن و تحمل این خصایص را ندارم.


اول اینکه ابتدای هر کاری بسم الله الرّحمن الرّحیم می‌گویند.

دوم اینکه هر وقت بهم می‌رسند سلام می‌کنند.

سوم اینکه با هم مصافحه می‌کنند(دست دادن به یکدیگر).

چهارم اینکه هر کاری را می‌خواهند انجام دهند انشاءالله می‌گویند.

پنجم اینکه از گناهان خود استغفار و طلب مغفرت می‎کنند.

ششم اینکه تا نام  شما را می‎شنوند صلوات می‌فرستند.

(به نقل از کتاب چهل حدیث در باب اعجاز صلوات)

قرآن ، نماز و دعا هنگامى شفا مى بخشد كه بيمار به تاءثير آنها معتقد باشد

1 - حضرت امير المؤ منين على (عليه السلام ) فرمود: اگر نمازگزار بداند كه از جلال و عظمت الهى چه مقدار به او احاطه نموده ، هرگز نخواهد كه سر از سجود بردارد.

2 - سيّد بن طاووس درباره برخى از نمازها، كه ثواب بسيار زيادى دارد و ممكن است مايه استعباد بعضى از افراد شود، فرمود: ((به ما به طرق بسيار روايتى رسيده كه حاصلش آن است : به هر كس برسد حديثى از رسول خدا (صلى الله عليه وآله ) در عملى يا ثواب عملى ، پس آن شخص آن عمل را به اميد آن ثواب بجا آورد، آن اجر و ثواب به او خواهد رسيد اگر چه پيغمبر (صلى الله عليه وآله ) آن حديث را نفرموده باشد.
و اين عادت كريم و جواد است كه كسى را كه به اميد او عملى به جا آورده است او را نااميد نگرداند، و هم به واسطه كرامت و بزرگوارى رسول خدا (صلى الله عليه وآله ) و امّت اوست نزد حق تعالى ؛ پس اين اعمال را مغتنم شمار و به جاى آور و از بسيارى آن خسته و ملول مشو، بدان كه : تو در طريق آخرت مى باشى و منازل بسيار در راه دارى ، و محتاجى كه تهيه و استعدادى براى اين منازل كرده باشى .))

قرآن ، نماز و دعا هنگامى شفا مى بخشد كه بيمار به تاءثير آنها معتقد باشد
شخصى به حضرت صادق (عليه السلام ) عرض كرد: گنده مادّه در بدن من ظاهر شده است . فرمود: سه روز روزه بدار، و در روز چهارم در وقت زوال غسل بكن و به صحرا يا بام بلندى برو و چهار ركعت نماز بگزار به هر سوره كه خواهى ، و تا مى توانى در گريه و تضرع و حضور قلب تلاش ‍ كن ، و چون از نماز فارغ شوى جامه هاى خود را بينداز و جامه كهنه پاكيزه به طريق لنگ بر خود ببند، و بر خاك به سجده برو و پهلوى راست خود را بر خاك بگذار، و با زارى و خشوع بگو:
يا واحد يا احد يا كريم يا جبّار يا قريب يا مجيب يا ارحم الرّاحمين ! صلّ على محمّد و اكشف ما بى من مرض و البسنى العافيه الكافيه الشّافيه فى الدّنيا و الاءخرة و امنن علىّ بتمام النّعمة و اذهب ما بى فقد آذانى و غمّنى .
و فرمود: وقتى (اين دستور العمل ) نفع مى كند كه خاطرت مطمئن باشد و صاحب يقين باشى كه تاءثير مى كند.
آن شخص چنين كرد، بزودى عافيت يافت .

نماز براى دفع تب
1 - نماز (براى شفاى ) تب دو ركعت است كه در هر ركعت بعد از حمد، سه مرتبه اين آيه خوانده مى شود: الا اله الخلق و الاءمر تبارك اللّه ربّ العالمين .

و اين دعا را بنويسند و به آب بشويند و آن را بيمار تبدار بنوشد:
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم ، اللّهمّ انّى اتشفّع بنبيّك محمّد (صلى الله عليه وآله ) يا محمّد استشفع بك الى ربى فى قضاء حاجتى و هو شفاء هذا المريض ، يا اللّه يا اللّه يااللّه ! يا رحمن يا رحيم ! يا حىّ يا قيّوم ! يا ذالجلال و الاءكرام نستغيث الاءن خفّف اللّه عنكم ،يريد اللّه ان يخفّف عنكم ، ذلك تخفيف من ربّكم و رحمة .

2 - يك نفر در حالى كه به بيمارى تب مبتلا بود، به نزد امام صادق (عليه السلام ) آمد. امام از او پرسيد: چه مى شود تو را كه مى بينم بهم كشيده و گرفته هستى ؟! عرض كرد: فدايت شوم ؛ به بيمارى تب مبتلا شدم . فرمود: هر گاه يكى از شما به بيمارى تب دچار شد، تنها داخل خانه شود و دو ركعت نماز بگزارد و گونه راست خود را بر زمين بگذارد و بگويد: يا فاطمة بنت محمّد! ده مرتبه ، اتشفّع بك الى اللّه فيما نزل بى ؛ پس انشاءاللّه عافيت خواهد يافت
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: براى دفع تب هيچ چيز نافع تر از دعا و آب سرد نيست و اميرالمؤ منين على (عليه السلام ) فرمود: ياد ما اهل بيت كردن شفاست از تب و تمام دردها و وسوسه هاى شيطان
نماز براى (شفاى ) سر درد
نماز براى شفاى سر درد، دو ركعت است : در هر ركعت بخواند حمد يك مرتبه و سوره اخلاص (توحيد) سه مرتبه ، و آيه ربّ انّى وهن العظم منّى و اشتعل الرّاءس شيبا و لم اكن بدعائك ربّ شقيّا)).
نماز براى (شفاى ) درد چشم
نماز براى درد چشم ، دو ركعت است كه در هر ركعت بخواند حمد يك مرتبه و قل يا ايّها الكافرون سه مرتبه ، و آيه : عنده مفاتيح الغيب لا يعلمها الّا هو و يعلم ما فى البرّ و البحر و ما تسقط من ورقة الّا يعلمها و لا حبّة فى ظلمات الاءرض و لا رطب و لا يابس الّا فى كتاب مبين .

نماز براى (شفاى ) درد گردن
نماز براى (شفاى ) درد گردن ، دو ركعت است : در هر ركعت حمد يك مرتبه و ((اذا زلزلت )) سه مرتبه .
نماز براى (شفاى ) درد سينه
نماز براى (شفاى ) درد سينه ، چهار ركعت (دو دو ركعتى ) است : بخواند در ركعت اوّل حمد يك مرتبه و ((الم نشرح )) يك مرتبه ، در ركعت دوم حمد يك مرتبه و سوره توحيد سه مرتبه ، در ركعت سوم حمد يك مرتبه و سوره ((و الضّحى )) يك مرتبه و در ركعت چهارم حمد يك مرتبه و آيه ((يعلم خائنة الاءعين و ما تخفى الصّدور))
 يك مرتبه .
نماز براى (شفاى ) قولنج
نماز براى (شفاى ) قولنج ، دو ركعت است : بخواند در هر ركعت حمد يك مرتبه و آيه ((ففتحنا ابواب السّماء بما منهمر))
نماز براى (شفاى ) درد پا
نماز براى (شفاى ) درد پا دو ركعت است : بخواند در هر ركعت حمد يك مرتبه و آمن الرّسول ...تا آخر سوره بقره .
نماز براى (شفاى ) لقوه
نماز براى شفاى لقوه دو ركعت است ، و بعد از نماز دست خود را بر صورتت نهاده و حضرت محمّد (صلى الله عليه وآله ) را به درگاه خدا شفيع مى گردانى و سه مرتبه اين دعا را مى خوانى :بسم اللّه احرّج عليك يا وجع من عين انس او من عين جنّ، احرّج عليك يا وجع بالّذى اتّخذ ابراهيم خليلا و كلّم موسى تكليما، و خلق عيسى من روح القدس لمّا هداءت و طفئت كما طفئت نار ابراهيم باذن اللّه )).
يارى خواستن از نماز
امام صادق (عليه السلام ) (به يكى از ياران خود) فرمود: اى مسمع ! چه مى شود كه هر گاه بر يكى از شما غمى از غمهاى دنيا وارد شد، وضو بگيرد و به جاى نماز خود برود و دو ركعت نماز بخواند و در نماز خدا را بخواند (از خداى تعالى بخواهد كه غم و اندوه را بر طرف سازد)، مگر خداوند را نشنيدى كه مى فرمايد: ((و استعينوا بالصّبر و الصّلوة : از صبر و نماز يارى بجوئيد))

شهيد ثانى رحمة اللّه روايت كرده است : هر گاه سختى و تنگى به خانواده پيامبر (صلى الله عليه وآله ) وارد مى شد، آن حضرت ايشان را به خواندن نماز فرمان مى داد و آنگاه اين آيه را مى خواند:((واءمر اهلك بالصّلوة و اصطبر عليها: خانواده ات را به نماز فرمان بده . و بر انجام آن شكيبا باش .))

نماز استغفار
رسول خدا (صلى الله عليه وآله ) فرمود: هر گاه ديدى كه در زندگى به تنگى و سختى افتادى و كارها بر تو مشتبه گرديد، پس حاجت خود را از خدا درخواست كن و نماز استغفار را رها مكن ، و آن دو ركعت است كه در هر ركعت پس از حمد، يك بار سوره توحيد را مى خوانى و پانزده مرتبه ((استغفر اللّه )) مى گوئى ، و در هر ركوع و بعد از برخاستن از ركوع ، و در سجده اول و بعد از سر بر داشتن از آن و در سجده دوم و بعد از سر بر داشتن از آن ده مرتبه ((استغفر اللّه )) مى گوئى ، همانند كيفيت نماز جعفر (عليه السلام )، (چون اين نماز را بخوانى ) خداى تعالى تمام كارهايت را اصلاح خواهد كرد انشاء اللّه تعالى
نماز مظلوم
امام موسى كاظم (عليه السلام ) روايت شده است : هيچ مؤ من ستمديده اى نيست كه وضو بگيرد و دو ركعت نماز بگزارد، و بعد از نماز بگويد:((الّلهمّ انّى مظلوم فانتصر: خدايا! من ستمديده ام ، پس مرا يارى كن )) سپس ‍ ساكت شود، مگر اين كه خداى تعالى در يارى او شتاب خواهد كرد.

نماز حاجت در نصف شب
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: هرگاه بنده در نيمه شب به پيشگاه خدا بايستد و چهار ركعت نماز در دل تاريك شب بگزارد، سپس سجده شكر به جاى آورد و صد مرتبه بگويد: ((ما شاء اللّه ما شاء اللّه )) خداى بزرگ او را ندا مى دهد بنده ام ! تا چند مى گوئى : ما شاء اللّه ما شاء اللّه ؟! منم پروردگار تو و مشيّت به سوى من است همانا بر آورده شدن حاجتت را خواستم ، پس آنچه مى خواهى از من درخواست كن .

نماز حاجت براى بانوان
امام محمّد باقر (عليه السلام ) فرمود: هر گاه زن خواسته اى از خدا دارد، پس بر بالاى بام خانه اش رود و دو ركعت نماز بگزارد و (دور از چشم نامحرمان ) سرش را به سوى آسمان برهنه نمايد. چون چنين كند، خداى تعالى حاجتش را برآورده ساخته و نوميدش نگرداند.
نماز براى رفع مصيبتها و بلاها
ابو حمزه ثمالى از امام محمد باقر (عليه السلام ) نقل مى كند كه پدرم به فرزندانش فرمود: اى فرزندانم ! زمانى كه به هر يك از شما مصيبتى برسد و يا بلاى سختى فرود آيد، پس بايد وضوى نيكوئى بگيرد و چهار يا دو ركعت نماز بگزارد...؛ و بعد از نماز بگويد:
يا موضع كلّ شكوى يا سامع كلّ نجوى يا شافى كلّ بلاء و يا عالم كلّ خفيّه و يا كاشف ما يشاء من بليّه ، يا نجىّ موسى ، يا مصطفى محمّد، يا خليل ابراهيم ، ادعوك دعاء من اشتدّ فاقته و ضعفت قوّته و قلّت حيلته دعاء الغريب الفقير الّذى لا يجد لكشف ما هو فيه الّا انت يا ارحم الرّاحمين لا اله الّا انت سبحانك انّى كنت من الظّالمين
امام زين العابدين (عليه السلام ) فرمود: هيچ مردى كه بلائى به او رسيده است ، اين دعا را نمى خواند مگر اينكه خداى تعالى آن بلا را از او بر طرف مى گرداند.

نماز براى ايمنى از هر بيمارى
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: كسى كه هر روز قبل از زوال (ظهر) چهار ركعت (دو نماز دو ركعتى ) بگزارد كه در هر ركعت بعد از حمد، بيست و پنج مرتبه ((انّا انزلناه فى ليلة القدر)) بخواند، به هيچ بيمارى مبتلا نشود مگر بيمارى مرگ.

ذكر شريف : " لا اله الا الله "

 از آنجاي كه اين ذكر ، ذكر توحيدي است و به وحدانيت حضرت رب شهادت مي دهد ومعنا ي تحت لفظي آن بدين معنا است كه : " نيست خداي جز الله "

 كه بسياري از بندگان خدا اين ذكر را با غفلت انجام مي دهند و اطلاعي از آن ندارند كه پس از قرائت اين ذكر امتحان از ناحيه حضرت " الله "
  در انتظارشان مي باشد براي رستگاري در اين ذكر بايد از امتحان حضرت پيروز بيرون بياييم تا نتيجه رياضت بر روي اين ذكر را كسب كنيم .

بدين معنا كه
" لا "
در اين ذكر به معني نفي و نهي همه چيز و حتي خودمان و هرچيزي كه باعث گسستن قرارداد بندگي با حضرت ودود مي شود .

" اله " به معناي خدايگان كه اين خدايگان مي تواند از يك كم ارزشترين موجود زنده يا غير زنده باشد تا باارزش ترين انها و حتي خود انسانها نيز مي تواند جاي " اله "
يا خدايگان رابگيرند .
(توصيه در اينجا است كه جاي
" اله "
هميشه بايد خالي باشد يادآور اين مثل عرفاني كه مي گويد دل خانه حضرت دوست است )

" الا الله "
به معناي فقط خدا و لا غير و لاشريك و لا احد بدين منظور اي انسان ببين (با چشم بصيرت)كه تمامي ذرات عوالم در وجود من فنا شده اند و در حال تسبيح و تقديس من مي باشند و من در همه كس و همه چيز تجلي پيدا كرده ام يا دآور ابيات حضرت بابا طاهر كه فرمود :  

          به دريا بنگرم دريا تو وينم     به صحرا بنگرم صحرا تو وينم

نهايتا حضرت رب ما را در كلمه
" اله " امتحان مي كند" اله " آن چيزي كه دل انسان را بربايد و تا " اله " ربوده شد ، " الله "
نيز جدا مي شود لذا هر چه اين ذكر را مي خوانيم مي بينيم كه تاثيري و نتيجه به دنبال آن ندارد

پس اصحاب عرفان تاكيد مي كنند كه جاي
" اله " هميشه خالي باشد تا بتوانيد به " الله " برسيد قانع شدن به " اله " در اين ذكر برابر با قطع ارتباط با حضرت " الله "

نكته اي را خدمت ياران سلوك به عنوان برگ سبز مي گو يم:

ذكر پاياني كلمه مباركه
" لا اله الا الله " يعني " الا الله "
ذكر فنا مي باشد (البته نه براي مبتدي ) و مي توانيد اين ذكر را در حالت بسط باطن با عدد كثير بخوانيد .اين ذكر براي كساني است كه به طبيعت باطنشان سازگار باشد چون ذكر ناري به معناي گرم و آتشي است .

التماس دعا
 
اللهم صل علي محمد و ال محمد